.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

473

می دانی بیشتر از همه از چه غمگینم؟ از این که این روزهای تکرار نشدنی جوانی دارد یکی یکی بدون تو هدر می‌شود. آه نور چشمان غم زده‌ام، اگر می‌دانستی روزهایم چگونه بی‌تو سپری می‌شود! پس کی می‌آیی؟ روزی که نه طراوتی مانده و نه شادابی و نه اثری از جوانی؟حیف، حیف، حیف از این روزهای پرطراوات زندگانی‌ام که بدون تو می‌گذرند. اصلا روز‌های جوانی من هیچ، زیباترینم برگ‌های دفتر جوانی تو نیز دارد پر می‌شود بی‌آنکه از عشق چیزی در آن‌ها نوشته شده باشد.روز‌های زندگی‌مان را با حکم کدام قاضی این چنین ناجوانمردانه به مسلخ می‌فرستی؟ ای کاش می‌آمدی، به وطنت باز می‌گشتی و در آغوشم ساکن می‌شدی، آنگاه روز‌هایت را پر می‌کردم از طراوت عشق، با هر لبخندی که می‌زدی برایت خانه‌ای می‌ساختم از عطر لیمو، باغی از گل‌هایی که دوست داری و در میان آن درخت گیلاسی تا زیر آن استراحت کنی و از نور خورشید در امان باشی و از شکوفه‌هایش برایت دستبندی می‌ساختم. ای کاش می‌آمدی و من پناهنده می‌شدم در کنج امن آغوشت چرا که من از ابتدای تولدم در پی وطنی برای پیشانی‌ام بوده‌ام اشتیاقی است که سر به جنون می‌نهد، ای کاش می‌آمدی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

472

حالا که حدود پنج شش سال شد که خواسته ای را میخواستم و اتفاق نمیافتاد به یکباره در عرض چند ماه همه اش اتفاق افتاد ! طوری که انگار جلویش را گرفته بودند و یکباره رها کردند ! حرفی نیست تا این سن خیلی چیز ها برایم عجیب بود و عجیب هست و شاید برای شماهم . اما به تازگی به این نتیجه رسیده ام که هیچ چیز و هیچ کس عجیب و مرموز تر از دنیا و قانون هایش نیست به یکباره زیر خروار ها خاک غم دفنت میکند که نفس نتوانی بکشی به یکباره هم میبرد و در آسمان ها پروازت میدهد که اصلا فراموش کنی روزی پایت روی خاک بوده چه برسد به زیر خاک ! عجیب است که این کارهایش هیچ قانونی ندارد و هیچ علت مشخصی هم ! فی الحال

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

471

بعضیامون استاد دست نکشیدن و دل نکندنیم،مث خودکاری که دیگه نمینویسه و دور نمیندازیم، شیشه عطری که خالی شده و هنوز نگهش داشتیم،رابطه ای که تموم شده و هنوز درگیرشیم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

460

آره چند وقت پیش بود ؛ چند وقت پیش که میگم یعنی چند ماه پیش ؛ برداشتم نوشتم من به برگشت اعتقاد ندارم ؛ اون که رفت رفت دیگه نباید برگرده ؛برگرده ام من قبولش نمیکنم این مدت که نبودم کلی حرف دارم که بنویسم از جمله همین که چرا ؟ مثلا خیلی شخصیت جذاب میشه اونکه رفت و برگشت رو قبول نکنیم ؟ اهل بازار گردی هستی ؟! اول بازار یه جنس خوب با قیمت خوب میبینی اما حرص و طمع نمیزاره خرید کنی ؛ میگی من یه دور بزنم بیام فروشنده هم با نیش خند بدرقه ات میکنه ؛ میری دور هاتو میزنی میبینی نه ! اون که اول دیدی از همه هم مدلش بهتر بود هم قیمت ! برمیگردی اما قیمت رو بالاتر میگه توام قید خرید رو یامیزنی یا میری سراغ فروشنده های دیگه ؛ توی روابط نباید بازاری رفتار کنی ؛ رفت ؟! بزار بره ؛ بزار بره دوراش و بزنه ؛ تو خوب بودی بعد که برگشت بپذیرش ؛ این آدم خیلی قابل اعتمادتر و مطمئن تر و موندگار تر از اون کسیه که هیچکس رو ندیده و هیچ دوری نزده ؛ آدمی که رفته دوراش و زده و اومده یعنی رفته همه رو دیده اما باز به تو برگشته ؛ یعنی ایمان داره تو از بقیه براش بهتری ؛ این آدم موندگاره ؛ اونیکه تو انتخاب دومش هستی یعنی یکبار انتخاب غلط کرده چوبش رو خورده دور دورش رو کرده حالا اومده سراغ تو ؛ یعنی تورو به مابقی ترجیح داده ؛ این آدم موندگار تره ؛ بشرطی که عادتش تست آدم ها نباشه ؛ این همون عادت خداییه که فکر میکنیم اگر مثل خدا باشیم کسرشان حساب میشه ؛ خدا به حضرت موسی فرمود ای موسی ؛ من بنده گنهکاری که گناه هاش رو کرده و حالا به من بازگشته رو بیشتر از اون عابدی که هیچ وقت گناه رو تجربه نکرده دوست دارم ؛ حضرت مرسی فرمود چرا ؟ خداوند فرمورد اونکسی که رفته مزه گناه رو چشیده رفته دورش و زده مابقی رو تست کرده اما ترجیح داده بمن بازگرده خیلی فرق داره با اون عابد که هیچوقت گناهی نکرده مزه گناه رو نچشیده و مدام پای عبادته چه بسا اگر مزه گناه رو بچشه و خیلی چیز ها رو تجربه کنه بمن باز نگرده ؛ ادمی که تو اولین انتخابش باشی معلوم نیست اگرمدل دیگه ببینه شخص دیگه ببینه باز هم تو انتخابش باشی !

پزن )

خدا بازگشت واقعی رو میپذیره ؛ یعنی بری ؛ برگردی و دیگه نری ! نه افراط نه تفریط ؛ این یعنی یکبار بخشش و یکبار پدیرش ؛ جوری برخورد نکنید که طرف برنگرده و طوری برخورد نکنید که رفت و برگشت بشه عادت شخص! اعتدال!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور