.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

۲۱ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

124

میدانی ؟ نه اقاجان ، شماهم نمیدانی هیچکس جز خودمان نمیداندضررکارترین قشر جامعه همین ما هستیم همین ما آدم های احساس آدم های عواطف ! شما چه میدانید از دنیای آدم های احســـــــاسی؟! آدم های قوی که هیچ چیز نمیتواند آنها را بکُشد جز خـــاطـــــرات خاطرات ای که از آدم های رفته زندگیشان مانده ، یــادگـــــــــــاری هایی که هنوز مانده ، هر روز مارا میکشد ؟! اصلا میـــــتوانــــــــــید درک کنید هر روز به قتل رسیدن یعنی چه ؟! بیایید باور کنید هــنــــوزدنیاآدم های حساسش را دارد ، آدم هایی که از خارش زخم هــــایگذشته شان لذت میبرند ، پاچیدن خون از زخم هایشان برایشــــــان لذتبخش است چون خونشان بوی آدمهایی که قبلا دوستشان داشتندرا میدهد ، یادگاری هارا عاشقند چون بوی گذشته شان را میـــــدهـدبوی بعضی هارا ! بیایید باور کنید ادم های حساس با لبه خــاطرات روحشان را خراش میدهند ، خراش هایی از جنس همان خراش های غیرمنتظره ، پر از سوزش ، از جنس خراش های لبه کاغذ روی دسـت اصلا برایمان اهمیت ندارد که یادگاری از شخص خوب یا بد بــاشــد همینکه نامش یادگاری ست یعنی آلت قتاله ست ، آدم هایی مثل مـــا که کینه ای نیستند که به مرور زمان بدی های افراد از ذهنشان پــاکــ میشود به حماقت باز آدم هارا دوست میدارند ، که این کینه ای نبـودنهمیشه و همه وقت صفت خوب و پسندیده ای نیست ، کاش ما را باورداشتند ، کاش باور داشتند که ما هر روز میمیریم و وقتی از زندگـی
مان قصد رفتن میکنند همه چیزشان راببرند همه چیز ، یادگاری هــــاخاطرات و ... تا وقتی مثل من دلمان تنگ شد کتابی که هدیه گرفتیــــم را در آغوش نگیریم ، تا صفحه به صفحه لای کتاب را بو نکنیم شایــد بوی انگشتـهاش روی کاغذ مونده باشه ، کاش مارا باور داشتند تـــاموقع رفتن همه چیزشان را از ذهنمان پاک میکردند تا روی عکـــــــس پروفایل بعضی ها صبح تاشب قفل نشویم ، تا روی شماره بعضیهـاخیره نمانیم ، کاش میدانستند کاش باورمان داشتند تا کســـی واردزندگیمان نمیشد یا اگر شد موقع رفتن همه چیزش را میبرد ، تا انقدرخاطره بازی عذابمان ندهد تا هر روز نمیریم تا هر چند وقت یکبـــــارمجبور نشویم مسافرت خارج از شهر برویم داد بزنیم خالی شویــــــمتاشایدخاطرات دست از سرمان بردارد ، بیایید مارا به اینجا نرسانی بیایید انقدر خوب باشیذ که هر وقت دلمان شد بتوانیم با یک زنگ. یک مسیج. یک ایمیل. یک نامه . یک دیدار دلتنگی مان را رفع کنیم بیایید انقدر دور از دسترس نشوید انقدر عوض نشوید و بیایید محکم تر باورمان کنید بعضی ادم ها یک جور ِ ناجوری در خلوت هایشان ازدلتنگی میمیرند باور کنید ، خب ؟!

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

123

برخلاف تمام دختران دیگر حمام کردنش بیشتر از ده دقیقه طول نمیکشد ، روی تخت دراز میشوم ده دقیقه نمیشود دو سر حوله سفید رنگش را بالای سینه هایش بهم گره میزند سرشانه های سفید رنگـش
بیرون میماند ، هیچوقت از خشک کردن موهایش لذت نمیرد میآید مینشیند لب تخت ، آب موهایش روی شانه هایش چکه میکند یک قطره آب از وسط کمرش قِل میخورد میرود پایین قلقلکش میآید بخودش میلرزد میگویم بلند شو بشین پایین برمیخورد به تیریپش مینشیند پایین تخت با ناراحتی موهای خیسش را شانه میکند که خوش حالت شود مینشینم مچ دستش را میگیرم با دست دیگم شانه را از دستش میگیرم سرشانه هایش را ماساژ میدهم بدنش را شل میکند شروع میکنم با شانه موهایش را شانه کردن پشت حوله اش کامل خیس میشود سرش را روبه بالا میکند چشم هایش را میبندد شانه را از پیشانی اش وارد موهایش میکنم پیشانی اش قرمز میشود ، پیشانی اش را میبوسم ، حالا غروب پنج شنبه شده بود و همه جا تاریک با دستم
سعی میکنم موهایش را از صورتش جمع کنم که قطره آب گرمی دستم را خیس میکند ، غروب دلگیری را به توان صد میرساند میفهمم میخواهد گریه کند ، سشوار را روشن میکنم که صدایش گم شود میان هو هوی باد سشوار ، پنج دقیقه ای میگذرد دراز میکشم دستش را میگیرم درازش میکنم ، پشتش را بخودم میکنم در آغوش میگیرمش با دستم اشک هایش را پاک میکنم ، هیچوقت به زنی که گریه میکند نباید بگویید گریه نکن ، کم کم اشک هایش بند آمد نیم خیز شد که بلند شود دست چپم را دراز کردم با دست راستم شانه اش را گرفتم
دوباره به حالت قبل برش گردوندم ، قبل از اینکه حرفی بزند پرسیـدم
چرانمیای بیرون ازش ؟! گفت : میخوام ، میخوام فراموشش کنم میخوام که رهاش کنم اما اون رهام نمیکنه ، دستم رو گذاشتم رو چشماش گفتم میدونی مشکل ما چیه ؟ هیچکس هیچوقت بمایادنداد
رهاشدن از گذشته رو رهاکردن گذشته رو ، کشتی گذشتت غرق شد
حالا تا قیامت باید زیر آب جستجو کنی که کشتی گذشتت رونجـات
بدی ؟! گفت خب چیکار کنم ؟! گذشتمه ! گفتم خودت داری میگـــی
گذشته ، پس گذشته ! حالا اگر مدام تو گذشتت غرق باشی کشتی
الان و آیندت رو فراموش کنی که هدایت کنی حال و آیندت هم غرق
میشه ، کف دستم خیس شد ، اشک هاش شروع شد ، گفت راســت
میگی اما تنها نمیتونم ، برگشت حالا در آغوش آرام گرفت ، اشک هایش بند آمد دیگر نمیلرزیدسکوت کردم ، کم کم بخواب رفت ، یاد تمام کتاب های شناخت زن که درطول زمان خواندم کردم که چقدر سعی کردم زنها را بشناسم ، که رابطه ام خوب باشد به گند کشیدهنشود این همه کتاب را میتوان در یک جمله خلاصه کرد که زنها را نباید شناخت ، زنها را باید در خلوت دو نفره به آغوش کشید ، میخواهم یک میزان بدهم بهتان ، پشت هر زن موفق و آرام و شادی یک آغوش مردانه و گرم با بوی امنیت و اعتماد ست ، زنها هیچ چیزنمیخواهند جز امنیت جز اینکه خیالشان تخت باشد که هیچوقت تنها نمیمانند ! میدانم میدانی !

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

122

#Ripost

توام مث منی ؟! حال خوبت زود میگذره ؟ حال بدت یکماه کش میاد ؟ توام مث من خواب خوب که میبینـی یکی که معلوم نیست کیه تکونــت
میده بیدارشی ؟! وقتی بیدار میشی هم هی سعی میکنی سریع باز
دوباره بخوابی که بتونی بقیه خوابت رو ببینی ؟ مث شیرینی بعد یـه
بادوم تلخ خواب خوبه وسط روزای بدت بهت میچسبه هی میخوای
بخوابی ولی فکرت درگیر فکر خوبه ست خوابت نمیبره ؟! توام مث من
وقتی بزور میخوابی که بقیه خوابت رو ببینی تا صبح هیچ خبری نیست ؟! انگار یه سی دی خام گذاشتن نشستی نگاه میکنی به امید
سکانس های قشنگ ؟! توام مث من خواب خوب میبینی صبحش یادت نمیاد ولی کابوس هات رو انقدر دیدی که حفظ شدی ؟ که انقدر دیدی که میترسی بخوابی ؟! میترسی وقتی که همه تو ارامش خوابند
توام بخوابی باز کابوس ببینی از خواب بپری ؟! توام آرامشت پودر شده تو کپسول های فلوکستین و قرص شده توی جعبه های قرص ارام بخش ؟ پ گوش کن ، فک نمیکنی بسه ؟! فک نمیکنی الکی الکی از دیگران توقع داری که درکت کنن ؟ که محبتت رو بفهمن ؟! منم مث خودتم ، منم هرزگی نکردم ، حتی کسی نبود ازش اعتماد به نفس بگیرم ولی وایسادم ، برجکم رفت ، خیلی واسم سخت بود که با ضعف هام رو به رو شم ولی جنگیدم با همش ، تو زندگیت باید همیشه بجنگی نه فقط وقتی که مطمئن باشی برنده میشی ، برنده نشدم اما جنگیدنم رویام شد موفقیت رویام شد با رویام روزامو ساختم ، روزامو نمیفروشم تا به نرخ ازم بخرن ، ادمای اطرافت هرکاری میکنن که تو دیده نشی هرکاری میکنن که کم بیاری بشکنی ، اما همینه که به پیروزی قشنگی میده ، پس بفهم باید روپات بمونی حتی اگه میتونستی غیب شی حتی اگه میتونستی بپیچی و هیچکسم
نفهمه ، مشکلت چیه ؟! کم بود که راضی نیستی ؟! خودت داری میگی بود ، تموم شده کمه امروزتم تموم میشه ، پس همین الان شروع کن همین الان بزن سفید کن همه جا رو ، مثل غلتک نرو جلو که هر مانعی جلو رات بود فرو بره تو تنت زخمیت کنه ، مث بٌلدوزر برو ، نزار خرابت کنه راه ، تو راهو خراب کن ، صاف کن واسه خودت بمون پای علایقت ، هیچوقت فکر نکن همه مثل همن باید زخمی شیم همه ،
هیچوقت یادت نره بالاسریت هست ، هرکی حرفی زد خجالتت و بزار کنار جواب بده واسه خودت ارزش قائل باش حتی سر سفره ام بادهن پرجواب بده ، با دهن پر حرف زدن اشکال نداره با ذهن خالی حرف زدن نشونه پلشت بودنه ، ناز نکن ، نزار زندگی مفتی مفتی بره جلو افسارشو بگیر دستت ، واسه هرکسی نشین سفره دلتو باز کن !
ادما درد و دلات و میشنون صیقلش میدن تیزش میکنن موقعی که بهشون احتیاج داری درد و دلاتو فرو میکنن تو قلبت ،
ادما رو از خودت دور نگه دار ، رفیقاتو تا یه جایی بزار بهت نزدیک شن نزار پاشونو از خط قرمز اینور تر بزارن ، ملاحظه چیو میکنی ؟! رفیقاتو ؟
خوبه یکی باشه همش باهاش مقایسه بشی ؟ حرف نزنی سکوت کنی همش مقایسه میشی بخودت ایمان داشته باش ، تاحالا دیدی یه قهرمان رانندگی بی دلیل تند برونه ؟ اروم باش وقتی رقیب برات پیدا شد بتازون نشون بده قهرمانی ، از کسی کمک نخواه ادما دستتو میگیرن ولی نمیکشن بالا ، تا دستتو بدی بهش پاتو که بزاری بری بالا دستتو ول میکنن ، قهرمان زندگی تو خودتی ، خودت خودتو بکش بالا خودت مشکلاتتو حل کن ، قرار نیست وارد رابطه بشی طرفت سوپر من باشه مشکلاتتو حل کنه ، وارد رابطه میشی که تنها نباشی تو مشکلاتت ! پاشو یالا !
#مهدی_اقتدار#mimech
پ . ن )
طرف نمیاد مشکلاتتو حل کنه که ، میاد سرتو بزاره رو پاش موهاتو مرتب کنه دنیات مرتب شه!
پ . ن )
نیک: «آره من عاشقت بودم؛ و بعدش تمام کاری که کردیم این بود که از هم متنفر بشیم، همدیگه رو کنترل کنیم، برای همدیگه درد ایجاد کنیم.» امی: «ازدواج همینه دیگه.»
Film Title: [Gone Girl - 2014] Director: [David Fincher] Writer: [Gillian Flynn]

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

121

برای داشتن قلب یک زن باید قبلش را فتح کرد باید امنیت را مهمان قلبش کرد این روزها از بس به دروغ آمده اند و نماندند و
این موجودات را درهم شکستن زنی که سرش به تنش بیارزد و با هرکس تیک نزند زود اعتماد نمیکند باید برایش دیوار اطمینان را آجر به آجربسازی و اطمینان دهی که نخواهی رفت ! شاید زمان ببرد اما بعضی ها تا آخرعمرهم به پایشان نشستن ارزش دارد میارزد

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

120

بعضی ها یکهو همه چیز یادشان میرود ، در یک لحظه همه چیز را فراموش میکنند نمک نشناسند ، حواسشان نیست ، وقتی از رفتارش عصبی میشوند ، وقتی میخواهند بحث کنند توهین کنند دعوا کنند طرفشان را با نیش زبان برنجانند اصلا حواسشان نیست یه قبل از داشتن طرفشان که چقدر حسرتش را داشتند که چقدر حسرت شنیدن یک لحظه صدایش را داشتند . حسرت یک لحظه دیدنش ، حسرت اینکه وقتی حالشان خوب نیست بروند پیش طرفشان ، آن طرف هم فقط با بودنش حالشان را خوب میکرد ، حالا این همان ست ! توهم همانی ؟ همان که حسرت یک لحظه در آغوش کشیدنش را داشتی ؟تمام حسرت هایت یادت رفت ؟ حالا با نیش زبان کتکش میزنی ؟!!!!بازویش را میان دست هایت میگیری و فشار میدهی ؟ بی محلی میکنی ؟ مگر تو همان نبودی که میگفتی رابطه با سازش معنی دارد تمام حسرت هایت را دوباره بیاد بیاور آن وقت دیگر اینطور آغوشی را که زمانی برای داشتنش بی تاب بودی، پس نمیزنی. دیگر وقتی از سر نگرانی می آید و با صدایی که بی قرار شنیدنش بودی، حالت را می پرسد، نمی گویی تنهایم بگذاردحوصله ندارم دیگر لبخندهایش را با تلخی هایت نابود نمی کنی.حواست باشد هیچوقت بودنش را با تلخی هایت نابود نکن او را همیشه مثل روز اول دوست بدار، وگرنه مانند پرنده ای که اگر تلخی ببیند به ناگاه پر می کشد و می رود، ناپدید می شود. حتی اگر همچنان در کنارت باشد آنوقت هرچقدر هم حسرت بخوری دیگر فایده ای ندارد! میدانی ؟

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

119

اون لحظه که نفس میره پایین ، دیگه بالا نمیاد برای هرکس یک مزه ای داره بعضی ها میترسند بعضی ها فراری ان و بعضی ها مثل من براشون بهترین لحظه ست ، لحظه بیرون رفتن روح از بدنم رو دوست دارم چون مقدمه جدایی از دنیاست ، مقدمه دوری از آدم های دو روی دنیاست چون مقدمه آرامش محضه ، جون دادنم رو دوست دارم چون از اون به بعد نیستم که رو حساب معرفت خودم برم دیدن این و اون از اون لحظه دیدنم واسه خیلیا میشه آرزو ، سرد شدن بدنم رو دوست دارم سرد شدنم رو دوست دارم چون دیگه دست خودم نیست برای اولین باره سرد میشم و گرمام و محبت هام دل کسی رو نمیزنه کسی رو کلافه نمیکنه ، سرتاپا مشکی پوشیدن اطرافیام رو دوست دارم چون اولین باره که میبینم واسه من تیپ زدن ، اشک ریختن هاشون بغض هاشون رو دوست دارم چکه چکه کردن اشک هاشون رو دوست دارم ببینم چون اولین و آخرین باریه که برام اشک میریزن ، چون تو زندگیم واسه تک تک اطرافیام بغض کردم گریه کردم اشک ریختم حالا نوبت اون هاست ، داد زدنشون اگر داد بزنند التماس کردنشون رو اگر التماس کنند بی تابیشون رو اگر بی تابی کنند همه رو دوست دارم چون اون لحظه اختیارم دست خودم نیست که بغض تو گلوشون ببینم قربون صدقشون برم از دلشون در بیارم نزارم بی تابی کنند چون اولین باره هر عملی و داد وبیدادی کنند در جواب فقط یک جمله میشنوند :: به عزت و شرف لااله الا الله :: آخ آخ کاش اونجا دردشون بیاد که جواب اینهمه بی تابیشون فقط یک لااله الا الله میشه دردشون که بیاد یادشون میاد روزایی که داد و هوار کردم التماس کردم حرف زدم همه شون گفتند درست میشه ! رفتن ام رو زیر خاک دوست دارم چون دیگه قرار نیست حرفاشون رو بشنوم قول و قراراشون دو رویی هاشون رو ببینم سنگ قبرمو دوست دارم چون اولین ای هست که پشت بمن میکنه و رو به اونها ، مسدود میکنه ارتباط من و اونها رو ، اولین ای هست که منو تو دلش جا داد جلوی همه شون بدون یک ذره احساسات وایمیسته هی محکم میزننش اشکاشون میریزه روش اما کمر خم نمیکنه خم به چهره نمیاره همونطور سنگ میمونه ! اون موقع حتما خواهند فهمید که وقتی گفتند چه مرگته گفتم تنها مشکلم اینه که دلم سنگ نیست یعنی چی ! چون اون روز اولین روزیه که واسه من کاری میکنن و من از همیشه سرد سردترم !از همه شون بیزارم ! همه !

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

118

موقع خداحافظی میگویی که برو دیگر کاری به کارت ندارم ، عصرت که شب میشود پروفایل تلگرامش را چک میکنی ببینی نکند آنلاین باشد نکند زمان طولانی انلاین باشد ، پیام هایتان را دوباره میخوانی با خودت میگویی حتما دلش گرفته دارد با دوستش درد دل میکند ، بعد بخودت میخندی که ای بابا مگر مرا دوست داشت که دلش بگیرد از رفتنم ؟ تلگرام بد است مجهول است فقط میتوانی انلاین و افلاین بودنش را ببینی امااینستاگرام برعکس ست مدام میرویداخل پیجش ساعتی یکصد و شصت و پنج بار پیجش را رفرش میکنی تا نکند پستی گذاشته باشد و تو ندیده باشی
اگر تا شب پست جدیدی نگذاشته باشد وا میروی ، اما وای بحال وقتی که عدد نشان دهنده تعداد پست ها یک رقم افزایش پیداکند
آنوقت گرمت میشود قبلت تند میزند تند تند تند تر ، دلت از حلقت بیرون میزند که ببینی چه عکسی گذاشته ؟ چه متنی نوشته ؟ حالا در این مواقع اینترنت محترم هم سرناسازگاری بر میدارد و مینویسد کودنت رفرش فید ، قلبت باز تند تر میزند حالا انگار عکس و متنش را ده دقیقه دیگر ببینی آسمان به زمین میرسد ، نه اقاجان برادر من خواهر من در این ده دقیقه نه او غمش را یادش میرود نه تاریکی سیاه میشود ، سرانجام پستش لود میشود ، اگر نوشته اش غمگین باشد میفهمی دلش گرفته است یهو تمام وجودت یخ میکند ، دلت پرپر میزند بروی در خانه شان را برایت بازکنند بی هوا وارد اتاقش شوی و میان گریه هایش بغلش کنی و معذرت خواهی کنی . اگر نوشته اش حال خوش داشته باشد و اثری از حال بد نباشد باز دلت میریزد وجودت یخ میکند که چه کسی آرامش کرده ؟ در نبودنت چه کسی جایت را گرفته ؟ چه کسی را دارد که میتواند بدون تو شاد باشد
بعد میروی سراغ پروفایل خودت دلت تنگ میشود برای زمانی که عکس هایت را لایک میکرد کامنت میگذاشت میروی لیست لایکر ها و کامنت ها را چک میکنی هرکجا اسمش را میبینی دلت حالی به حالی میشود که ببین این عکسم را دوست داشت اینجا کامنت هم گذاشته !
آخر سر هم خسته میشوی نتت را آف میکنی میروی زیر دوش آب سرد تا شاید بخودت بیایی بیا و بحرف من گوش کن بیا و دست بردار از این چک کردن ها تمام کن این مرگ تدریجی را کش نده این خودآزاری ها راکمی قدیمی باش انگار که هیچ تلگرام و اینستاگرام و کوفت و زهرماری اختراع نشده مثل قدیمی ها که خداحافظ شان واقعا "خداحافظ" بود و دیگر صد تا دنیای مشترک با هم نداشتند که روزی هزار بار اسم طرف را روی در و دیوار این دنیاهای مجازی ببینند.انگار کن رفته که رفته ، وقتی کسی میرود یعنی نمیخواهد باشد اگر بیاوری اش یعنی بزور آوردی اش یعنی چای سرد شده را بزور میخواهی با آب جوش داغ کنی یعنی دیگر رابطه ات میشود منت کشیدن تو و ناز کردن او . کسی که میرود بگذارید برود گور پدرش ! عاشق ها دو کلمه دارند ماندن و ساختن ، کسی که نمیماند کسی که نمیسازد عاشق نیست کسی که عاشق نیست جایش در شب و روزِ توی عاشق نیست !

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

117

اصلـا هرکس که میگویند من کم نمیآورم . کم نیاورده ام ، بگویید ببند دهانت را عزیز جان ، همین ها باعث میشوند در ذهن یکسری افراد این خزعبلات نقش بیندد که کسی کم نمیآورد ، کسی زمین نمیخورد کسی شکست نمیخورد ، هرکس در هر سن و سالی ممکن است زمین بخورد ممکن است کم بیاورد . کم آوردن مگر عار است ؟ کم آوردن هم مثل خستگی یک صفت مربوط به انسان ست ، اینکه کسی زمین میخورد یا کم میآورد بد نیست ، اصلا بد نیست ، اتفاقا سطح غرورت را تنظیم میکند ، اما مساله طرز برخورد با کم آوردن ست طرز برخورد با زمین خوردن ست ، اگر باور داشته باشید که زمین خوردن عار نیست و یک مورد طبیعی ست صد در صد طرز برخوردتان با خودتان فرق میکند ، همه ما در حال دویدن هستیم از زمانی که از شکم مادرمان پا به جهان گذاشتیم تا زمانی که از روی زمین پا میگذاری در داخل آرامشگاه ابدیت در حال دویدن هستیم طبیعی ست که جایی نفس کم بیاوریم اصلا توان جسمی نداشته باشیم بیاستیم نفس بگیریم ، طبیعی ست یک پایمان به پای دیگرمان گیر کند و مثل یک تکه گوشت پخش زمین شویم اما مساله اینجاســــتمساله اینجاست که وقتی نفس کم اوردی وقتی زمین خوردی وقتی از درد بخودت پیچیدی و به چشم دیدی که هم سن و سالانت ازتو سبقت میگیرند و عقب میمانی واکنش ات چه خواهد بود ؟ انصراف میدهی از ادامه دادن ؟ مینشینی نگاه میکنی ؟ یکدسته از آدم هـاهمینطور مینشینند نگاه میکنند گریه میکنند آخر هم میبازند و تمام یکدسته اما کمی از درد بخود میپیچند بعد بلند میشوند دلیل زمیــنخوردنشان را میبینند دقت میکنند دیگر زمین نخورند بعد با قوایـــی ده برابر بار قبل شروع میکنند و میبرند و با صعودشان آنچنان بـــاپشت دست میزنند در دهان همه کسانی که خندیدند که همه مات و مبهوت میمانند ، انتخاب با توست ! زمین خورده ای ؟ فدای یک تــارمویت حالا انتخاب کن ، میتوانی تا آخر عمرت سوگواری کنی برایزمین خوردنت ، میتوانی اصلا انصراف دهی میتوانی خودت رابکشی و همه چیز را تمام کنی و راحت شوی ، اما ، در مقابل میتوانی کمیسوگواری کنی کمی گریه کمی گلایه اما بعد عزمت را جزم کنی محکم تر از گذشته ادامه دهی ! انتخاب کن ، اما یادت باشد قهرمان کسی ست که با وجود زخم های بسیار روی تنش باز بسوی دشمن میتازد و میجنگد ، نه کسی که برای حفظ جانش از جنگ فرار میکند!در آخر همه میمیریم ، اما هم میتوانی با ذلت بمیری هم میتوانی با عزت بمیری ، تکلیفت را مشخص کن ، میجنگـی و با عزت میمیری ؟!!یا فرار میکنی و با ذلت میمیری ؟ 

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

116

من نویسنده نیستم ، فقط مینویسم ، هرچیزی نگاهم را جذب کند باعث میشود بنویسم حتی اگر ساعت هشت شب خسته توی اتوبوس نشسته باشم پسر و دختری را ببینم که کنار هم نشستند برایشان مینویسم ، با آدم هایی که نمینویسند با ادم هایی که سکوت میکنند با همه شان رفت و آمد داشتم بنظرم دنیای کسی که مینویسد با دنیای همه متفاوت است ماهایی که می نویسیم، دنیای عجیبی داریم.دل بستنمون، عاشق شدنمون، ابراز علاقه مون حتی جدایی مون با بقیه آدما فرق داره.اول لابه لای شعرا و نوشته هامون با هزار و یک ایما و اشاره میخوایم بگیم "فلانی! من دوستت دارم!"
کار که به عشق و عاشقی و رابطه می کشه، یه دور وقت ِ با هم بودنا با هزار و یک مدل خاص خودمون قربون صدقه ش میریم و شیفته ش میکنیم، یه دور هم وقتایی که نیست یه شعر می نویسیم و با رمز و راز پای معشوقمونو میکشیم وسط که باز "فلانی! من دوستت دارما!" بعد پستش میکنیم رو اینستاگرام و فیسبوک و تلگرام و یه دنیا که اصلا نمیدونن فلان کلمه تو خط دوم به کدوم روز و حال و هوای ما اشاره داره، تحسینش میکنن و دست به دست می چرخونن شعرو. و فقط دلداره که با یه لبخند پهن، بزرگ ترین لایک دنیا رو می کوبه پای شعرمون و با یه جمله ی رازآلود میگه که فلانی فهمیدم از آوردن اون کلمه تو خط دوم منظورت چیه ها و منم دوستت دارما خدانکنه که کار به جدایی برسه. خودکشی کردنا شروع میشه. خودکشی با متن. خودکشی با شعر. نویسنده ی بیچاره اول با هزار و یک شعر و متن میخواد بگه من هنوزم میخوامت و همه جا پستش میکنه تا فلانی ش بخونه. این وضعیت انقدر ادامه پیدا میکنه تا روزی که فلانی ش کلا میره و حتی نیست که بخواد بخونه. اون وقت "تو" ی نوشته هاش میشه "او". یه اوی احتمالا بی وفای بی معرفت که دنیا دنیا عشق ما رو ندیده و چشمشو بسته و رفته. و این نویسنده با هربار نوشتنش هزار بار میمیره و همه ی بغض و گریه هاش از اون سر دنیا همراه با نوشته هاش پست میشن.ما ها دنیای عجیبی داریم. به هرکسی دل نمیبندیم اما یهو یه نفر میاد که زود بهش دل می بندیم. دیر ازش دل می کنیم. زود می رنجیم. دیر میریم. دیر میریم. خیلی دیر میریم. ولی خدانکنه که بریم... اون وقت از همه جا میریم... واسه همیشه میریم... میریم به ناکجا آباد...خدانکنه که بریم...

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

115

هوم ؟ چیه ؟ نکنه انقدر تکرار کردی خودتم باورت شده ؟ حسادت ؟ نه رفیق حسادت نمیکنم ، میخوام متوجهت کنم کجایی ، متوجه ای ؟! نه ؟! اینکه فکر میکنی تو الان داری رشته پزشکی دانشگاه آزاد میخونی و ماشین تویوتا چند صد میلیونی بابات زیر پاته از بقیه سرتری رو حتما نباید به زبون بیاری ، از غرور مزخرفت قابل فهمیدنهفکر میکنی خودت رو میگیری با شاه فالوده نمیخوری خیلی جذاب تر میشی نه ؟! بله ؟ هه نخندون منو به خنده حساسیت دارم من ، تو ؟!!از تلاش خودت ؟ از کی تاحالا ادما تو بیست و اند سالگی با تلاش خودشون صد و چند میلیون پول دارن سوار تویوتا و هیوندا و کیا میشن ؟ ببین رفیق نمیخاد جواب بدی بیا امشب با خودت رو راست باش ببین اگر بابات نبود ، یا پدربزرگت نبود ، یا اصلا بودند انقدر مایه دار نبودند تو بازم همین بودی ؟ تورو مولا قیافه روشن فکراروبخودت نگیر عمرا این بودی عمرا ! اگر پدرت علاوه بر مایه دار نبودن سپاهی و ارتشی نبود تو الان تو بیو پیجت زده بودی شمرون سیتی ؟ د نزده بودی دیگه نزده بودی ! میخام چی بگم ؟ اهان این شد حرف حساب ، میخام بگم بکش پایین فیتیله رو ! بشکن غرورتو ! واسه چیزی که خودت داری از خودت داری غرور داشته باش نه چون بابات و پدربزرگ مایه دار بودن به توام رسیده! به این ادمای دور و برت نگاه نکنا ! بفهمن پول نداری خداحافظ تمام ! حسادت نمیکنم دارم عشق میکنم وقتی میبینم تو محل من زنی که پول نداره میره سبزی میخره پاک میکنه میشوره میفروشه انقدر مثل تو غرور نداره ! عشق میکنم میبینم بابام صبح تا شب کار میکنه که پول حلال بیاره سر سفره زن و بچه ش ، اختلاس نمیکنه ، مال مردم نمیخوره ! حال میکنم وقتی سوار موتور ١٢٥ میشم ولی خودم واسه پولش زحمت کشیدم عرق ریختم ، انقدر نناز بخودت ، خیلی بخودت مطمئنی ؟! دختری ؟ بیا جات رو با دخترایی که میگم عوض کن کارتن خواب شو ببینم بازم استوریت میشه کافه لامپ و لمیز و فخر فروشی ؟! پسری ؟ بیا جاتو عوض کنم با پسری که صبح تا شب کارمیکنه شب میره خونه تو خونه ش مدام دعواست همه پولم کمک خرج خانوادشه ببینم بازم بالای پیجت میزنی یونی آزاد تهران شمال ، ببینم بازم هر روز موهاتو با کرم مو درست میکنی ؟ ببینم بازم هر روز تو دانشگاه تک تک با دخترا عکس میگیری بزاری اینستا بنویسی با ابجی ملیکا ابجی فلان ابجی بیسار ؟! رفیق بیا خودت باش بیا خودتو نگیر ! بعضی غرور ها دل میسوزونه بعضی زخم زبون ها بی محلی ها دل میشکونه ، مستحضر هستی که وضعیت همیشه اینجوری نمیمونه ؟یه روزی دیدی جدی جدی وضعیتت برعکس شد ! بیا و جنبه داشته باش اگر خدا بهت نعمت مایه داری و پولداری داده جنبه شو داشته باش ! همیشه از خدا خاستم اول جنبه پولداری رو بده بعد پول رو ! مخلص کلام ، خودمون میدونیم خیلیامون هیچی نداریم اگر پول و ثروت باباهامون نبود ! انقدر فخر نفروش ! خودت باش !

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور