.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

۶۲ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

062

عزیزم، آدم هایی هستند که خواستنی نیستند، جان کسی برایشان در نمی رود، نبودشان بقیه را دلتنگ نمی کند، دیده نمی شوند، نظرشان اهمیت چندانی ندارد و همیشه خودشان بوده اند و خودشان. شاید کمی مسخره باشد اگر بگویم از نظر من علت مرگ همه ی این آدم ها در هر سنی که باشند بی بغلی، کمبود حرف های قشنگ، وجود یک چاه ویل در حوالی قلبشان و خفگی در اثر حرف های تلنبار شده ای که تا بیخ گلویشان بالا آمده، است. این آدم ها به عشق، عشق می ورزند و بیشتر از هرچیز دیگر انتظار آن را می کشند. شاید در ظاهر همه ی آن ها به دنبال یک منبع بی انتها باشند ولی حقیقت این است که از هر نوع عشقی انرژی می گیرند، مثل زمین خشکی که عطش دارد و فرقی نمی کند که با باران سیراب شود یا سیلاب و یا آب باریکه ای که در کسری از ثانیه تبخیر می شود اگر روزی احساس کردی که جز این آدم ها دسته بندی می شوی، بترس. بترس نه به خاطر احساس تنهایی ای که هر لحظه گریبانگیرت است، به خاطر عاطفه و احساساتت که خیلی زود قرار است از بین برود. احساس، بر عکس خیلی چیزهای دیگر، وقتی زیاد می شود که آن را خرج کنی. وقتی خرج نشود کم و کمتر می شود و یک روز می بینی که هیچ احساسی نداری و بدون احساس بودن خطرناک است. بترس چون قرار است هربار که کسی احساسی نسبت به تو داشته باشد فکر کنی که اشتباهی رخ داده، از ترس ترک شدن بلرزی و هر لحظه ی منتظر باشی کسی بگوید که همه ی این ها دروغ بوده است. بترس چون قرار است آنقدر دیر به آدم های دوست داشتنی ات مهم بودنشان و علاقه ات را نشان بدهی که از دستت خسته شوند و یک روز صبح، بدون هیچ حرفی برای همیشه از زندگی ات بیرون بروند. دختر عزیزم اگر روزی احساس کردی که جز این آدم ها دسته بندی می شوی، بترس اما زیر لحافت قایم نشو. به جایش بلند شو و سعی کن عاشق خودت بشوی. عاشق اخلاق های گندت، عاشق نقص های صورتت، عاشق خوبی ها و بدی هایت و بعد دیگرانی خواهند بود که عاشقت بشوند. البته این مرحله تضمینی نیست. چون هنوز نتوانسته ام از پسش بربیایم. هنوز خودم را دوست ندارم، هنوز نمی توانم فکر کنم که این مشکل من نیست که این همه خودم هستم و خودم، هنوز وقتی احساس می کنم کسی مثل قبل به من توجه نمی کند و مرا دوست ندارد می میرم و می میرم و می میرم، هنوز نمی توانم به آدم ها بگویم دوستشان دارم و دست روی دست می گذارم تا خودشان بفهمند. هنوز هم فکر می کنم منفور و دوست نداشتنی ام، هنوز هم اعتماد برایم سخت است و در جواب هر اظهارنظر مثبتی فکر می کنم همه چیز برای دلخوش کردنم است. هنوز هم فکر نمی کنم برای کسی مهم هستم و این احساس مهم بودن یکی از بهترین احساسات دنیا است. خلاصه این که مطمئنم بیست و سه سالگی و یازده ماهگی و بیست روزگی تو پر از نور خواهد بود و عشق و احساسات خوب. پر از آدم هایی که حضورشان سپر مدافع توست در برابر ضربه هایی که زندگی به سمتت حواله می دهد. من هم امیدم را از دست نمی دهم. بیشتر صبر می کنم با این که صبور بودن واقعا سخت است و سعی می کنم خودم را نجات بدهم تا اگر فردا احتیاج به نجات پیدا کردن داشتی ناجی ات باشم، آخر می دانی کسی که نتواند خودش را نجات دهد نمی تواند ناجی دیگران باشد.
#مهدی_اقتدار#mimech 

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

061

جامعه ؛ نباید برای آدمها قانون وضع کنـه ، این آدمها هستند که باید برای جامعه قانون وضع کنند ، متاسفانه اعتماد به نفس کاذب افراد ناکس ، و افراد موجود در اقلیت ، باعث شد که این افراد در اقلیت برای جامعه تصمیم بگیرند و جامعه هم برای بقیه آدمها تصمیم بگیره ، الان جامعه اقتضا میکنه مدرک داشته باشی ، الان جامعه اقتضا میکنه لباس فلان بپوشیم الان جامعه اقتضا میکنه که ... اقتضای جامعه فعلی چیه غیر از نظرات یک سری اشخاص نامربوط ؟! چون یک شخصی اظهار نظر میفرمایند که خب همه باید مدرک داشته باشند ، حالا همه ؛ حتی اشخاصی که به درس علاقه ندارند حالا در دانشگاه ها دنبال مدرک یا وقت گذرانی ان ، این موضوع باعث شد که تنها ده درصد دانشجو ها برای درس ، به دانشگاه ها برن ، مابقی یا برای مدرک یا برای دختر/ پسر بازی ، این موضوغ باعث شد که حالا دکترای تخصص های گوناگون تخصص لازم رو نداشته باشند و موقع طبابت جای معالجه ، وضعیت بیمار رو خراب تر کنند ، وقتی پای صحبت شان بشینی و دلیل تحصیل در رشته پزشکی شان را بپرسید ، عموما با جواب هایی مثل : پدر مادرم دوست داشتند پزشک شوم ، میخواستم افتخار پدر و مادرم شوم ، شنیدم درامدش زیاد است ، کلاس دارد ، و ... اما وقتی بپرسید به چی علاقه دارید نود و نه درصد به رشته های دیگر علاقه دارند ، این یعنی حکم رانی اقلیت بر اکثریت ، در صورتی که طرز درست این فرضیه انتخاب شغل و رشته تحصیلی افراد در یک جامعه سلامت باید این میبود که : هرکس به هر چیز علاقه دارد : در همان رشته تحصیلی و شغلی زندگی اش را امتداد دهد ، وقتی هر کس در رشته مورد علاقه اش ادامه دهد نتیجه اش این میشود که هرکس هرکار را با علاقه و شوق انجام میدهد در نتیجه ، نتیجه بدون کیفیت یا کم کیفیت کم میشود ، مقصودم از نوشتن این متن این بود که بیایید خودمون رو تحت حکمرانی یک عده کج فهم و شاید نا فهم قرار ندیم ، کمی جرات کمی شهامت ، اگه همه شهر از راست میروند و ما معتقدیم که سمت چپ درست ست و علاقه مان به سمت چپ است اصلا به همه نگاه نکنیم ، بادبادک اگر با باد و در جهت باد قرار میگرفت هیچوقت اوج نمیگرفت !
اینطور نیست که همه متن های من در مورد دختر و پسر باشه ، اما خب خیلی ها از این تیپ متن های فوق رضایت ندارند ، و شاید کسایی که اهل همچنین حرفایی هستند داخل فضای مجازی نیستند ، نظر شما ؟! میپسندید ؟!
پ . ن )
| + اخه تو خبر نداری که ، هیچکس با من مشکل نداره ، اصلا انقدر نظراتم خوبه همه موافق اند با من | - یعنی تو دشمن نداری ؟! مخالف نداری ؟! کسی با راه و روشت مخالف نیست ؟! | + نه ! | - اگر دشمن نداری بدون راهی که داری میری ته نداره ! خلاف رفتی داداچ

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

060

شما را به قران قسم میدم شما رو به پیر به پیغمبر قسم میدم تو انتخابتون دقت کنید هرکجا رفتینخاستگاری اومدن خاستگاریتون زرتی نگید بله ، بعد از بیست سال زندگی جدا نشید واسه چی وقتی باهم مشکل دارین بچه دار میشید فرزندتون امنیت میخاد امنیت عاطفی میخواد امنیت مالی میخاد وقتی پول ندارید وقتی بلد نیستید مادر پدر باشید بچه دار نشید اگر هنوز افکارتون مال هزار و شونصد و هفتاد سال پیشه که بچه رو نباید بغل کرد باید مستقل بشه بجه دار نشید ، هر فرزندی به اغوش نیاز داره ، هرشب باید بچه تون رو بغل کنید باید بهش محبت کنید باید هرچی میتونید بهش توجه کنید - کمبود داشتن منحصر به محبت نیست ، اگر بچه تون رو بغل نمیکنید ، اگر سرشو نمیزارید رو پاتون نوازشش نمیکنید بچه دار نشید پس فردا که بیست سالش شد کمبود اغوش میگیره کمبود توجه میگیره کمبود میگیره نکنید بچه دار نشید ، واسه چی ازدواج الکی میکنید بعد پس فردا طلاق میگیرید میرین کسی رو صیغه میکنید ؟! نمیگید بچه تون کمبود وجود مادر پدر میگیره ؟! خودارضایی کن ولی وقتی نمیتونی وقتی بلد نیستی ازدواج نکن ، هر بچه ای هم مادر میخاد هم پدر ، اگر نمیتونید باهم بسازید نمیتونید باهم دووم بیارید ازدواج نکنید ، ازدواج مگه الکیه ؟! بابا مجرد باشید سنکین ترید بخدا ، بچه هاتون توی کمرتون باشن جاشون امن تره تا وارد دنیاشون کنید ، پدر مادر شالوده وجود هر بچه ان وقتی نمیتونید بچه دار نشید ، که پس فردا شالوده وجودیش رو از هم بپاچید ، باور کنین شماها نمیفهمید که ، فرزندتون واسه اینکه درس بخونه واسه اینکه تمرکز داشته باشه باید شالوده ش سالم باشه ، وقتی شالودش رو از هم میپاچید واسه چی هی بهش میگین اروم باش سر بزیر باش فلان باش ؟! این بچه پی فردا بزرگ شه به گناه بیوفته توعه ننه بابا مسئولین ! اینده بچه تون در گرو شماهاست تو رو قران رحم کنید بهش ، تو و زنت تو و شوهرت باهم نمیسازید ، شماها جذا میشید میرید یکی رو صیغه میکنید میرید با یکب میخوابید نیازتون رو میخوابونید بچه تون چی ؟! چرا به بچه تون فکر نمیکنین ؟! بچه که با باد هوا بزرگ نمیشه ، وقتی نمیتونی واسه بچه ات همه چی فراهم کنی واسه چی بچه دار میشی ؟! وقتی پول نداری واسه چی بچه دار میشی ؟ خب الان هر گناهی که کنه تو مسئولی! د وقتی نیازای بچت رو نمیفهمی نمیتونی براوردش کنی بچه ات افسردگی میگیره تو مسئولی ! غر نزن سرش که چرا دپرسی چرا افسرده ای ! بخودت بیا ببین چیکار کردی براش ؟! پول خرجش کردی ؟ مدرسه غیرانتفاعی نوشتیش ؟ بابا وظیفته چرا منت سرش میزاری ؟! هی نگو من دیگه کاری بلد نیستم واست بکنم ، عقلم نمیرسه ، عقلت نمیرسه واسه چی بچه دار میشی ؟! مگه نیاز بچه فقط مدرسه رفتن و گوشی داشتنه ؟ من ریدم تو اون دانشگاهی که تو میری ! چی یادت میدن ؟! یه مشت سینوس و کسینوس و این چرت و پرتا ؟ من ریدم تو اول و اخرشون پاشو بجا اینکه بری دانشگاه وقت تلف کنی برو کارگاه فرزند پروری ! که یاد بگیری بچه بزرگ کنی ، که حاصل ارتباط جنسیتون نشه یه ادم ، چرا با اینده ش بازی میکنین ؟! شر و ور نباف واسه من که بچه منم بنده خداست روزیش دست خداست ، روزیش دست خداست ولی این تویی که باید مدیریتش کنی ! وقتی بلد نیستی فرزندت رو مدیریت کنی غلط میکنی بچه دار میشی! چرا انقد خودخواهی ؟! فقط به فکر زیرشیکم خودتی ! پاشو برو خودارضایی کن بچه هاتو بریز تو چاه ولی بدنیا نیارش ! این بچه همش ی سال دو سال سه سال نیست که زنده ست ، تو چه میفهمی ؟ چه میفهمی که این بچه پس فردا بخاد ازدواج کنه بچه طلاق باشه هیچکس بهش زن نمیده ! هیچکس شوهرش نمیشه ! هرکسی با وابستگی زندست بچه ای که پدر و مادر بالا سرش نیست به چی وابسته شه ؟! به چه امیدی زندگی کنه ؟ اصلا امیدی واسش میمونه ؟! یا اعصاب خراب ؟! یا کابوس ؟! د اگه دست خودش بود میفهمید که بچه تو نمیشد با خودخواهی تمام بدنیاش میاری بعدم ولش میکنی ؟! اهای زن و مرد توروقران زن و شوهر دوم کسی نشید بچه خودتون بدرک بچه اونم بدرک خودتون وجدانتون اسوده ست ؟! دم وجدانتون گرم بابا ! تویی که جدا میشی بفهم بحران هویت ینی چی ؟! بفهم هویت بچه ات تویی! زنته شوهرته بی هویتش نکن د لامصب ! باد میندازی تو قبقبه ات که اره من جدا شدم و دارم مهریه شو میدم مهریه شو میگیرم ! چرا بفکر بچه ات نیستی ؟ چه میفهمی فکر خودکشی های شبونه یه جوون بیست ساله ینی چی ؟ تو چه میفهمی از زندگی سیر شدن یعنی چی ؟ ادم باشین تو رو قران ادم باشید ازدواج نکنید بچه دار نشید اگ نمیتونید! خدا خوبی ؟ جات خوبه ؟ خیلیا رو این زمینت دارن جون میدن صدای کمک طلبیدنشون رو میشنوی یا سرت گرم بنده خوباته ؟ بقران اینام مخلوق خودتن
پ . ن )
تا حالا با بچه طلاق هم صحبت شدی ؟! بشینی حرف بزنه از کمبود هاش اشک بریزه جلوت ؟! توام هم صحبت میشدی این حرفا رو میزدی!
پ . ن )
مهران مدیری:چطور قیمت شاهد برا طلاق گرون تر از عروسیه؟
آخه آزادی بیشتر می ارزه..!
عه ؟! ازادی تو ؟! اون زندون ابدی که بچه ات رو میکنی توش چی ؟!
پ . ن )
این متن رو فقط یه عده میفهمن !

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

059

‎| - میشه یکم باهات صحبت کنم | + میشه یکم باهام صحبت کنی | - ببین من لایق تو نیستم ، تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه | + میدونم ولی من تو رو میخوام | - لوس نشو | + لوس نیستم | | - ببین من اگه میگم لایق تو نیستم بخاطر اینه که من کلی گناه دارم شاید تو جوونیمم دوست جنس مخالف داشتم حتی دستشون هم بهم خورده | + خب چیکار کنم حالا ؟! | - اسکل تو پاک بودی من
‎اینجوری خب لیاقتتو ندارم | + ببینم تو بعد از اینکه دستشون بهت خورد و فهمیدی که اره ناپاکی پشیمون نشدی ؟! | - چرا شدم ولی پشیمونی چه سودی داره دیگ ! | + اتفاقا سودش تو همین پشیمونی هست ! | - از چی حرف میزنی ؟ | + توبه ! | - هه من کی توبه کردم ؟ کی وقت کردم توبه کنم ؟ اصلا مگه خدا توبه منو میپذیره ؟! | + خب طبیعتا خریت جزو ذات هر ادمیه منم داشتم توام داشتی ولی توبه کردی الان پاک پاکی ! | - کی من ؟! | + اره تو | - من توبه نکردم | + د عاخه الاغ مگه توبه چیه ؟ به حرف این مذهبیای کاسه داغ تر از آش نگاه نکن ، عشق من توبه ینی شما از کارت پشیمون شی و دیگه انجامش ندی همین تو پشیمون نشدی ؟! | - چرا | + تو بازم انجام دادی اونکارارو ؟! | - نه بدم میومد دیگه ! | + خب عزیز دلم همین یعنی توبه ! یعنی تو الان پاکی | - این حرفا رو از خودت در میاری که منو اروم کنی کی گفته هرکی توبه کنه پاکه ؟! | + من چرت میگم امام صادق (ع) و امیر المومنین رو هم قبول نداری ؟!|- چرا قبول دارم | + امیر المومنین علی (ع) فرموده است : همانا پشیمانی از گناه ، انسان را به دست کشیدن از آن وا میدارد. اصول کافی جلد 4 صفحه این یعنی وقتی پشیمون میشی کم کم دیگه انجامش نمیدی یا نشنیدی که 29- رسول خدا(ص): گاهی بنده ای گناهی می کند و به واسطه آن به بهشت می رود. زیرا گناهانش پیوسته در خاطرش است و او بخاطر همین دائم در حال پوزش واستغفار از خدا می باشد. نهج الفصاحه صفحه 231 یا اصلا دیوانه تو میدونستی خدا بنده گناهکارشو بیشتر ازبنده صالحش دوست داره ؟! | - چطور ؟! | + بنده گناهکار مزه گناه رو چشیده و تصمیم گرفته برگرده سمت خدا اما بنده صالح هنوز طعم گناه رو نچشیده معلوم نیست اگر گناه کنه بر میگرده یا نه!
‎| - ینی من الان پاکم ؟! | + معلومه که پاکی عزیز دلم - سوره فرقان آیه 70 : و آن کسانی که از گناهان توبه کنند و با ایمان به خدا عمل صالح به جای آورند، پس خداوند گناهان آنها را می آمرزد و گناهانشان رابه نیکیها تبدیل می کند.زیرا که خداوند در حق بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است. خدا دنبال بهونه ست واسه بخشش ! ضمنا شما الانت واس من مهمه نه قبلت ، اینم بدون هرجایی غیر از خدا گناهت رو بازگو کنی گناهی بالاتر از زنا برات مینویسن ، شتر دیدی ندیدی | - ینی همه ش پاک شد ؟! | + پاک شد یه سوال |
‎|- بگو |
‎|+ خدایی که انقدر مشتیه بی معرفتی نیست گناه کردن ؟!
|- . . .

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

058

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

057

احتمالـا آخر شب شده مادر پدرت و خواهرات که خب رفتن مسافرت ، الان خونه داداشت ای ، احتمالا ابرو های پهن و کشیده ت رو مدام بالا پایین میکنی و پست های اینستاگرامو رصد میکنی ، میشه دو دقیقه اون گوشیت رو بزاری کنار ؟! چرا اینجوری نگاه میکنی ؟!!!!!عه کجا میری ؟! بیا زود رنج ام که هستی نمیشه گفت بالای چشمـت ابروعه ، ببین دختر جون من چیز زیادی ازت نمیدونم ولی لذت میبرم وقتی نگاهت میکنم ، تو نفهمی ، یعنی نمیفهمی که دیدن قد و بالات چه لذتی داره ، قد بلندت با جوراب و شلوار قهوه ایت و اون کالجای  زنونه ی خاکی ، چقدر قشنگـه ! اون کالجای خاکیت بوی خاک میده بوی خاکی بودن بوی مشتی بودن ، الان که صد در صد آسینچـــــه های مشکیت دستت نیست تو خونه ولی بمولا نمیدونی وقتی ساعــت طلای زنونه ت رو میبندی رو آسینچه ت چه ترکیب قشنگی میشه کــه احتمالا اگه یه روز بری سفر بدون من ، آسینچه هات رو بزارم تـــــو جیبم ، نخند جدی میگم ، عاخه تو پاکی ، ببین ادمایی که پاکن ینـی دختر هایی که پاکن دست نامحرم بهشون نخورده بدنشون یه بـــوی خاصی میده ، آسینچه هات که مدام خودشون رو چسبوندن به ساق دستات حتما بوی تنت رو میدن ! فکر میکنم تو نیاز به خوشبوکننــده بدن هم نداشته باشی ، پوست سفید دستت خود به خود عطر داره ! آخ آخ اون انگشتر عقیقت دستته ؟! چه ترکیبی ساخته بیشرف دست سفید تو با عقیق سرخ دیوانه کننده ست دختر ! اصلا از قیافه انگشت های کشیده ات و رنگ دستت مشخصه ارامش داره ، میشه؟ میشه همونجا که نشستی پاتو دراز کنی ؟! دراز کن تا بگم ، میشه  من سرمو بزارم رو پات دستتو بزاری رو صورت من ؟! ارامش خونم  کم شده ، قد و بالاشو ببین ماشاالله ! هزار دفه بهت گفتم نترکون اون جوشارو انقدر ترکوندی بیا جاش رو صورتت مونده ! حیف نیست صورت به این ماهی ؟! میدونی ؟! خوشگل و زشت بودن ادما معیار خاصی نداره همین چشمای خمارت که قرنیه هات هیچوقت وسط ثابت نمیمونه و همش یکمش پشت پلکت قایم میشه همین ابروهای پهنت ، همین بینی و دهنت همش باهم تناسب داره ، چقدر لب ها صورتیت صورتت رو قشنگ کرده ، چشم میخوری دختر ارایش نکن بروبیرون ! تو ادمی یا حوری ؟! من نمیدونم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

056

با رقیبان تو نشستی و بمن طعنه زدند !

از وفا داری آن دلبر شیرین چه خبر ؟!!!

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

055

میدانی ؟! نه دیگر نمیدانی پس گوش کن ، دلم یک حضور مردانه میخواهد ، نه که مرد باشد ها ، نه منظورم جنس حضورش ست دلم یک حضوری میخواهد که مردانه باشد ، حرفش ، قولش ، قاطعیتش ، نگاهش ، وفاداری اش ، آنقدر مردانه که بشود بدون دلهره تا آخر عمر بشود به او اعتماد کرد ، مرد ست دیگر گاهی دوست دارمش را با فدایت شوم بانو میرساند گاهی عصبی میشود و داد میزند که موهایت را بکن تو دلبری نکن ، مرد ست دیگر غرورش دهان آسمان را جِر میدهد اما دلش از یک دختربچه ی سه ساله هم کوچکتر ست ، کافی ست احساس کند معشوقه اش دوستش ندارد میشکند ، تو چه میدانی از دل مردی که معشوقه ندارد ؟ اصلا مگر مردانگی مرد بدون زنانگی زن معنی دارد ؟! تو چه میدانی از بغض هایش که دود میشود ؟ به توهم گفته اند مرد که گریه نمیکند تا اخر عمرت شرمت بشود بغضت گریه شود ، تو چه میدانی از مردی که میان این همه زن دنبال نیمه گمشده اش میگردد و مدام به بی عقلی و دختر باز بودن متهم میشود ؟! تو چه میفهمی وقتی مرد نمیتواند گویه چگونه ذره ذره پیر میشود ؟! فکر میکنی چرا درصد مرگ و میر مرد ها زودتر و بیشتر از زن هاست ؟! تو چه میفهمی از قضاوت و حرف هایی که مرد میشنود و پیرش میکند ؟ نه جسمش را ، بلکه روحش را ، مرد را فقط مرد میفهمد ، مرد را فقط خودش میفهمد حتی یک مرد را مردان دیگر هم نمیفهمند ، دلم یک حضور مردانه میخواهد از یک زن با روحی مردانه ، مردجان ، باتوام ، آری با خود تو ، تویی که میفهمی عشقت دلش میگیرد بهم میریزی ، تویی که مونث را میفهمی ، تویی که میدانی دل زن کوچک ست در حضور هم جنس هایش چنان طرفدار و حمایتش میکنی که قند در دلش آب میشود که دلش قرص میشود ، تویی که به زمین و زمان میزنی تا دل عشقت ارام باشد ، به رفتار مردانه ات ادامه بده ، من جای معشوقت از تو ممنونم ، درست است که این مرد بودنت را یک زن واقعی درک میکند ، اما من هم درکت میکنم ، من میفهمم که توهم دل داری توهم قلب داری فقط صدایش و غصه هایش آهسته تر ، من میفهمم که توهم مانند زن ها گاهی در خلوتت زیر پتوی روی تختت بیاد عشقت اشک میریزی و این اشک ریختن تو از فرو ریختن هر زنی دردناک تر است ، من جای معشوقه ات هر زمان که مردانکی ات را میبینم سینه ام تا سپر میکنم و افتخار میکنم که مرد هستم ، من در دلم جای معشوقه ات قند آب میکنند وقتی صدای کلفتت را بلند میکنی تا مبادا دلش بلرزد مبادا دستش بلرزد ، من میفهمم مرد که باشی ، چقدر دوست داری از نگاه معشوقه ات مرد باشی، نه بخواطر بازوان و سینه های تختت ، بلکه بخاطر مردانگی هایت ،من هم مثل تودلتنگ میشوم ولی گریه نمیکنم بچه میشوم بهانه میگیرم تواینهاراخوب میفهمی.تمام آرزویم اینست که سرت را روی پاهایش بگذاری تا موهایت رانوازش کند .دوست داری بدنت رابو کند عاشق بوی موهایت بشود بیش از زن به آغوش نیاز داریم.چون وقت تنهاییمان خاطره عشقمان ما راامیدوارمیکندبه دنیا برای خوشبختیت .لبخندت وآرامشت تلاش کند من میفهمم که مردانگی مرد را فقط یک زن میفهمد اما کدام زنی مثل یک مرد ، یک مرد را میفهمد ؟! به دل نگیر اگر همه اینکار ها را میکنی اما اخرش به نامردی محکوم میشوی ، به دل نگیر اگر اینکه دنبال معشوقه ای هستی که احساست را خرجش کنی اما به دختر بازی محکوم میشوی ، به دل نگیر اگر زنی مردانگی ات را نمیفهمد ، جنسشان همین ست نمیفهمند نا سپاس اند ، همینکه از دستت بدهند میفهمند اما تو مرد باش ، حتی اگر نفهمد حداقل بعد از رفتنش خیالت راحت است عذاب وجدان نداری که مرد بودی اما من تورا میفهمم جان مادرت مرد بمان ! من اما همچنان منتظر میمانم که زنی با روح مردانه پیدا کنم که بفهمد ! مرد بمان جان مادرت
پ ن )
ببین ما مردا یا آدم میشیم یا اگر قرار شد حیوونی باشیم میشیم شیــر، فهمیدی شیــر!
پ ن )
فردین :می دونی چیه خانوم ما پول نداریم، ولی کم می خوریم ، گِرد هم می خوابیم. از همه پولدارها هم آقاتریم

به سلامتی اونایی که نه به خاطر پولشون بلکه وجودشونو عشقه
پ ن )
اگر هیچکس توی دنیا از شما بدش نمیاد، حتما یه جای کارِتون میلنگه!
(دیالوگی از سریالِ دکتر هاوس) 

موافقین ۰ مخالفین ۱
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

054


‎میگن عشق اول مهمه ولى بیشتر که آدم فکر میکنه, ‎میبینه از اون مهمتر عشق دومه, عشق دوم وقتى میاد که براى اولین بار قلب آدم شکسته نفس آدم گرفته شده امید هاى آدم از بین رفته... که آدم فهمیده همه ى عشق ها تا ابد نمیمونن, ‎حتى وقتى آدم فکر میکرده امیدواربوده (عشق دوم وقتى میاد که اعتماد آدم دیگه صد در صد نیست...) همیشه فاصله یکم بیشتر نگه داشته میشه همیشه آدم یکم مواظب تره.. همیشه باورها یکم بیشتر زمان میبره.. عشق دوم وقتى میاد: که همه ى تصویرهاى ذهنى آدم از"عشق" در یک نفر خلاصه میشده و تمام.. میدونین تو  عاشق شدن هر چى آگاهى میره بالا سخت تره هر چى دیده باشى و شنیده باشى و تجربه کرده باشى, از سادگیت کم میشه و میدونى دلتو بایددودستى بچسبى و به هر کسى ندى...
‎کم کم آدم تشخیص میده, واقعى رو از الکى, سطحى رو از جدى گذرا رو از موندگار(به عشق دوم باید خیلى تبریک گفت...
‎باید دستش و گرفت و فشرد و بهش مدال تقدیر داد چون زمانى تو دل آدم جا گرفت که آدم فکر میکرد,  مطمئن بود, شک نداشت که دیگه هرگز عاشق نمیشه! باید به عشق اول تسلیت گفت چون جوری که واسه عشق دوم هستی واسه عشق اول نبودی توجهی که به عشق دوم میکنی به اولی نمیکنی! اغلب عشق اول لیاقت نداره! بمیر از حسادت ! زندگی ای واسه عشق دوم درست میکنی که عشق اولت هر لحظه بمیره و حسرت بخوره که چرا نموند!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

053

سیاست ، واژه ای که تو خواهنش بودی و من نداشتمش ، همیشه فکر میکردم چرا انقدر دنبال سیاست میگردی  در من ! بعد از اینکه تمام شد فهمیدم ادم ها به دنبال مثل خودشان میگردند ، سیاست چیست ؟ بجز زیر ى رو کشیدن ؟ بجز دروغ گفتن و دروغ شنیدن ؟ حق با تو بود من رو بازی میکردم اگر از نظر تو کسی که سیاست ندارد مرد نیست ، خداروشکر که من مرد نیستم

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

052

‎سرت را پایین بینداز و با لبه لیوان بازی کن . دایره اش را با انگشت دور بزن و برگرد و قاشق را توی بستنی فرو کن میخواهم از چیز هایی بگویم که باید برایشان طفره رفت !چند وقت پیش داشتم فکر میکردم دیگر کجای من و تو شبیه به هم است ؟ شاید چشم هایمان هنوز ؟ یا دست هایت ؟ چشم ها وقتی ناراحت میشوند همه شان یکجورند . اما دوستت داشتم لعنتی ! یعنی فرقی نداشت پانزده سالگی از هفده سالگی چقدر دور است ، یا چقدر از من پیشت مانده است . دوستت داشتم . هنوز هم دوستت دارم . اما بیا رو راست باشیم . قاشقت را از بستنی در بیاور و به من نگاه کن ! یادت هست یک روز گفتی آدم هایی هستند که دوست داشتنشان یک اجبار دردناک است ؟ حالا من چه کسی را به اجبار دوست دارم ؟ یا آن روز که حرف هایت را خورده بودی و بغض هایت را بالا آورده بودی ؟ چند وقتیست حرف هایم را قورت نمیدهم و بغض هایم را گم کرده ام یکبار هم گفته بودی فلان جا که برسی ، هیچ چیز باقی نمیماند . نگاه کن ؟ ایستاده ام همانجا ، روی ترس هایت . دروغ چر  از تو آنقدر ها باقی نیست ، اما دنیا سر جای خودش مانده . همانطور که قرار است توی ٢٧ سالگی بماند . یا شاید ٣٧ ؟ یادت هست چقدر زرد بودی ؟ از من کدام زردی مانده است ؟  میم را یادت هست ؟ یا آبان ؟ چند وقتیست دنبالش نگشته ام . این همه آدم های جدید دیده ام . این همه راه آمده ام . برای اولین بار از آینده نترسیده ام . به هر که داشته ام پشت کرده ام . اصلا من را میشناسی ؟ وقتی داشتم یکی یکیشان را دور میریختم ، خودم هم خودم را نمیشناختم . نبودی وقتی ده سال بغض را داد زدم .بیا اصلا دیگر نگوییم . یعنی بیا یک بار توی نوشته ها فکر کنیم . تو خودت میدانی چقدر همه چیز عوض شده است . خودت میدانی من دیگر تو نیستم . تو خودت همه چیز را میدانی . بیا سه نقطه میگذارم ، خودت فکر کن .. ولی آدم نمیتواند خودش را پاک کند و برود . فقط میتواند یکجایی خودش را بگذارد زمین ، چال کند میان راه و سبک تر ادامه دهد شاید یک روز برگشتم . شاید یک روز به اندازه آن روز ها زرد شدم . راستی بهار امسال دریا را دیدیم . موزیک گوش دادیم . در رستوران های میان راه بدمزه ترین غذا ها راخوردیم . شب را کنار آب ، سیاه ِ سیاه گذراندیم و خیلی وقت است با هم بوده ایم .ولی حالمون عوض شد؟!منِ من! هرچقدر هم که زور بزنیم از آن مدل آدم های کول و خونسرد باشیم که خیلی چیزها به چیزشان هم نیست و همیشه آرام ند و کودکی را پشت سر گذاشته اند و آب هویج بستنی نمیخورند و چشمشان عوضی های اطرافشان را نمیبیند!باز یک شکست خورده ی از پیش تعیین شده ایم که فریاد میدهیم, فحش میدهیم, 

‎منِ من ما سیاست نداریم ! بلد نیستیم جلو طرف بگیم نوکرتم چاکرتم پشتش بد بگیم
‎زمین سیاره ی این طور آدم ها نیست!
‎تقدیمیه)
‎تقدیم به آدمای تک رو . به ادمایی که عشق و نفرتشون کف دستشونه . اهل سیاست و دورویی نیستن!
‏#mimech#مهدی_اقتدار
پ . ن )
‎نه که حالم خوب نباشه ها، نه
‎فقط روزی 17 بار به خودم میگم تو غلط میکنی بخاطر چیزی که خودت مسببشی ناراحت باشی
‎نه که حالم خوب نباشه 
‎فقط نمیدونم چرا انقد غلط میکنم من! 
پ . ن )
عکس حاوی مقادیر بسیاری زیبایی و سادگیست .
ظهر جمعتون بخیر :)

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

051


‎هِی قرار میزاری با دوستات میری بیرون ! کلی حس خوب ، کلی میگی ، میخندی ، شوخی میکنی حالت خوبه خوب میشه اما اون ته دلت یه چیز میلرزه!!! میدونی ؟! بیرون رفتن خوبه ! بیرون که میری دغدغه هاتم میره از بیرون که میای دغدغه هات ......... بیخیال !!! خلاصه که بیرون رفتن خوبه! با کلی ادمای جدید اشنا میشی کلی جذابیت اما تو دلت میدونی همه شون موقتی ان ! کسی تا تهش نیست ! حتی اونکه بیشترین محبت و بهت داره! واسه همین ته دلت میلرزه هی ساعتت و نگاه میکنی ببینی چقدر مونده این حس خوب تموم شه ؟! انقدر طول میکشه که کلافه میشی دوست داری یهو تموم شه برگردی رو تختت بشی همون ادم قبلی! اخه بعضی ها با اتاق و تخت اونقدر ارامش میگیرن که هیچکس نمیتونه بهشون ارامش بده ! تموم که میشه برمیگردی میشینی فکر میکنی ! کاش یکنفر بود که همیشه بود ثابت بود ! هر هفته میتونسی کل هفته ات رو کل احساساتت رو کل دغدغه هات رو پیشش بگی خالی شی کل هفته اش رو کل احساساتش رو کل دغدغه هاش رو پیشت بگه حس خوب تکیه گاه بودن کنی و حالت خوب شه! نه اینکه با دوستات بشینی از سریال عطسه مهران مدیری یا اهنگ جدید حمید صفت یا طعم خوبِ پرتغال خامه یا ..... حرف بزنی ! اون هم خوبه اما یه نفر ثابت که باشه ......... هی میخای با کسی رابطه شروع کنی اما نمیشه ! نمی خواد رابطه ای رو شروع کنه چون می ترسه به جایی نرسه ؟ اما تو نمی خوای رابطه ای رو شروع کنی چون می ترسی به جایی برسه .  این میشه که تو میمونی و اتاقت و تختت! که وقتی زیاد ازشون دور میمونی زرتی دلت تنگ میشه! یه جا خوندم : وقتی با اتاق و تخت خودت ارامش گرفتی بیشتر از ارامش سر گذاشتن رو شونه ادما 

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

050

‎شب بعد از عروسی رفتند که برای اولین بار کنار هم بخوابند ... روی یک تخت ... کنارهم !
‎دختر پسرِ مذهبی ... فکر کن ... خجالت میکشیدن!
‎اول کنار هم خوابیدن دست همو گرفتن بعد دختر
‎یه حالت غرور بخودش گرفت همونجوری که سقف رونگاه
‎میکرد خطاب به شوهرش گفت :
‎+گفته باشم!من خر و پف میکنم!
‎-خب که چی حالا!درگوشت میگم :ششششششش:ساکت میشی!
‎+عه!خب حالا اون هیچی!من کُلی تکون میخورم تو خواب!
‎-خب بغلت میکنم دیگه نمیتونی تکون بخوری!
‎+عه!خب اینجوری میکنی که من بجز تو بغلِ تو که خوابم نمیبره! معتادم نکن بعدا نمیتونی جمع ام کنیا!باید همیشه پیشم باشی!
‎-نباشی خمارم !
‎+ هروئین منی تو!
‎پ . ن یک )
‎چه لذتی بالاتر از اینکه شب اول عروسیت هیچکس جز همسرت توی فکرت نباشه ؟!
‎چه لذتی بالاتر از اینکه شب اول عروسیت اولین باری باشه رنگ بدن جنس مخالفت رو میبینی ؟!
‎چه لذتی بالاتر از اینکه وقتی ازدواج میکنی توی فکر که هیچ توی دلت کسی جز همسرت نباشه ؟!
‎پ . ن دو )
‎نامرد زیاده تو مرد باش !
‎پاک باش پاک بمون !
‎مشتی باش !
‎تقدیمه )
‎تقدیم به همه اونا که پاک بودن و پاک موندن!

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

049


‎میگوبمـ بیا بهم نرسیم !
‎اگر بهم برسیم دیگر استرسی وجود نخواهد داشت
‎دیگر خیالت راحت میشود که برای توام
‎و خیالم راحت میشود که برای منی !
‎وقتی خیالت راحت شود که برای توام فقط
‎دیگر هر روز دوساعت جلوی میز آرایشت نمی ایستی
‎تا خودت را زیباتر کنی ... تا بهترین باشی
‎دیگر ساعتهای طولانی پای سایت هایی مثل زیباشو دات کام
‎نمیشینی تا شکل های مختلفِ بستن موهایت را یاد بگیری ، تا رنگ و نقش های جدیدِ لاک ناخن ها را ببینی
‎تلاش نمیکنی که بهترین باشی!
‎تلاش میکنی اما نه مثل قبل از رسیدن.
‎چون دیگر نگران نیستی که شاید به من نرسی!
‎وقتی خیالت راحت شودکه برای توام نگران نیستی که نکند جواب پیام را دیر بدهی تا مبادا دلخور شوم.
‎میدانی برای توام پس بخودت میگویی سریع هم جواب ندادم ، ندادم . نمیرود که .
‎وقتی خیالت راحت شود که برای توام دیگر شبها تانیمه وقت زیر پتو به صفحه گوشی زُل نمیزنی با یک لبخند ملیح!
‎میگویی حالا صبح باهم حرف میزنیم چون دیگر نگران نیستی که بهم نرسیم
‎وقتی بهم برسیم دیگر هر روز صورتم را تمیز نمیکنم
‎هر روز ادکلن گران قیمتم را نمیزنم
‎شاید دیگر هر روز صبح پیام صبح بخیر ندهم
‎چون خیالم راحت ست که در خانه ام هستی و برای منی
‎چون خیالت راحت ست هرکجا باشم دیگر برای توام فقط.
‎دیگه تلاش نمیکنیم برای هم بهترین باشیم
‎بیا بهم نرسیم!

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

048

‎وقتی با یک دختر میری بیرون فرق نداره خانومته ، خواهرته ، دختر عمه ، دختر عمو یا حتی یک دختر تنها شب زیر بارون اگر سوارش کردی جایی ببری جایی برسونیش . . . مـٓــــرد باش !
‎وقتی باتوعه یعنی ناموس توعه .
‎دست بهش نزن اگر نامحرمه بزار احساس امنیت کنه
‎بزار بفهمه یه مرد کنارش نشسته نه یه نر !
‎وقتی با یک دختری بیرون میری همزمان که میگی میخندی چشم بدوز به اطرافش که کسی دیدش نزنه!
‎جای اینکه از لباس وارایشش و ...تعریف کنی حواست باشه موهاش اومد بیرون بهش بگی روسریش رو درست کنه !
‎وقتی میخوای برسونیش خونشون سرکوچه نزارش برو تا دم در خونه ببرش وقتی رفت تو خونه در و بست بعد برو ! تا تهش باهاش باش !
‎از روی متن پی ام هاش ، از روی لایک نکردن و کامنت نذاشتن هاش بفهم حالش خوش نیست !
‎غرورش رو حفظ کن ، نزار اون بیاد بگه میخوام باهات حرف بزنم ، ممکنه غرورش اجازه نده خودت برو بگو :
‎+ بی اینجا بینم دیوونه!چیشده؟!نبینم دپرسی!
‎اولش طفره میره ، اما دست نکش
‎مونث وقتی حرف میزنه آروم میشه ، آرومش کن!
‎وقتی میفهمی حالش خوش نیست آخر هفته جای نشستن توی خونه و چرخیدن تو اینترنت ببرش بیرون بزار حالش خوب شه !
‎ببرش بزار تخلیه شه
‎اگر گفت دوست داره سیگار بکشه قلیون بکشه قدم بزنه یا . . .
‎نتوپ بهش ، اخر هفته خودت باهاش برو خودت پایه باش بکش باهاش .
‎بعضی موقع ها فقط یه کرم میوفته تو وجود زنها که یه کاری بکنن دلیل بر ادامه دادنش نیست!
‎وقتی باهاش بیرون میری راه میرین جایی که صاف و هموار نیست پله داره چاله چوله داره همینجوری سرتو ننداز پایین برو،بفهم باکفش زنونه سخته یکم جلوتر برو بزار بازوت رو بگیره که نخوره زمین که لیز نخوره !
‎برای چند ساعت هم که شده بزار احساس خوب و امنیت کنه.
‎اگر اشتباهی کرد ، کسی در موردش حرفی زد به گردن بگیر بزار اون حرفا رو به تو بزنن ، تو مردی میشنوی و
‎برات مهم نیست اما اون دختره ، روحیه ش حساسه حرف
‎بشنوه اذیت میشه!
‎مهم نیست اون چی فکر میکنه . امکان داره فکر کنه و مدام بهت بگه :
‎گیرمیدی ، حساسی ، رومخی یا . . .
‎اگر همون موقع هم نفهمید بعد ها خواهد فهمید
‎بخاطر قصد خواسی خوبی نکن
‎مرد باش بی هیچ توقعی.
‎یه مرد میتونه یه دختر رو درآغوش بگیره
‎میتونه نوازشش کنه
‎میتونه بهش آرامش بده
‎بدون لمس کردن بدنش!
‎بادرکنارش بودن ، با احساس امنیت دادن ، با گوش دادن به حرف هاش ، باغیرت داشتن ، باحساس بودن.
‎یه مرد همیشه عاشقه تو زندگیش.
‎عاشق ناموسش .
‎مرد بودن هر مذکری همون قدریه که تو زندگیِ ناموسش سهم داره!
‎باصفاباش ، نامرد زیاده
‎اما تو مـــــرد باش !

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

047


می دونی چیه ؟
+ چی شده باز ؟
-هیچی!بیخیال
+ خب ببخشید ، بگو!
-یه چیزی خیلی بده و اعصاب خورد کنه ؛ اینکه اون مطمئنه که تو داری بهش فکر می کنی و تو هم مطمئنی که اون داره به یکی دیگه فکر می کنه . یا اینکه اون خیالش راحته که تو مطمئنی بهت فکر نمی کنه ، بعد تو دوست داری که اونم مطمئن باشه که تو بهش فکر نمی کنی تا دلت خنک بشه ،اما اون با بی اعتنایی و اعتماد به نفس از این که بهش فکر می کنی و بهت فکر نمی کنه خوشحاله
+ من که نمی فهمم تو چی می گی!
- ببین منظورم اینه که دوست دارم اونم وقتی با خیال خودش تنها می شه یه ذره به من فکر کنه ، یا حداقل این که وقتی یه چیزایی رو می بینه یاد من بیافته ، مثلن همین مسیر هر روز نواب به میدون توحید ، یا فلافلی ترمینال غرب ، یا اون کافی شاپه که آخرین بار  با هم رفتیم اونجا ... نمی دونم ... ولی خیلی نامردیه که تو حتی وقتی فوتبال منچستر -بایرن مونیخ رو هم می بینی یاد اون می افتی . اما اون داره تو خیال خودش سیب درخت باغ یه نفر دیگه رو گاز می زنه ...
+ خب در این بین فقط میشه برای تو متاسف بود .
- تاسف به دردم نمی خوره آخه ... تو بساطت چیزی نداری که آرومم کنه ؟ که مثه یه پادزهر بمالی به ذهنت و آروم بگیری ؟ راستش و بخوای دیشب خوابش و دیدم . این خواب هم چیز عجیبیه ها ... زور می زنی زور می زنی که فراموشش کنی ... که خیالش با گلوبولای سفید خونت بازی بازی نکنه ، که بی خیالی طی کنی و با تلاش مذبوحانه ای خودت و بزنی به اون راه ... تا حدی هم موفق میشی... اون وقت یه شب خوابش رو می بینی و همه چی دوباره میره از اول ... مثه فیلم ترسناکی که چشمات رو بستی تا صحنه های دل ضعفه ش رو نبینی اون وقت یه دیوونه میاد و هی فیلم رو می زنه از اول و تو هم افق دیدت فقط صفحه ی تلویزیونه ! 
+ شاید اون دیوونه خودت باشی ... هیچ وقت به اینش فکر کردی ؟
- نمی دونم ...شاید ... آخه عشق مثه یخ خوردن می مونه تو کویر ...داری از تشنگی می میری اما وقتی یخ ها  قرچ قرچ زیر دندونت خورد میشه ، لب و دهنت رو جمع می کنی و چشات رو ریز می کنی که یعنی دندونام درد گرفت و چقد یخه لامصب ! نه میشه بهش پناه ببری نه میشه ازش فرار کنی . از یه شاعر خوندم که می گفت : " عشق جنینی است  در من که  نه سقط می شود و نه به دنیا می آید ." 
+ حالات می خوای چی کار کنی ؟
- هیچی دیگه ! باید رو به دوربین لبخند بزنم و خیلی ریلکس و آروم نشون بدم. فقط بدیش اینه که هیشکی از اون ور یهو نمی پره جلوت و بگه : "‌شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارین ..." 

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

046

میدونستی پس لرزه های رفتن و نموندنت هنوز ادامه داره ؟! ببین بزار برات بگم وقتی ازهم جدا شدیم من بهم ریختم ولی خب تو فرهنگ من اصلا افت داره زنی بتونه مردی رو بهم بریزه اونوقت من به روی خودم نیوردم تو جمع ها میرفتم میومدم میخندیدم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده بعد هی میخواست بیاد بیرون هی زدم تو سرش هی میخواست بیاد بیرون هی زدم تو سرش رفت وسط در وسط گلوم نشست یه گوشه باد کرد هی باد کرد باد کرد شد غمباد ، دیگه وقتی اینا بخواد بیاد بیرون بیاد تو گلو بمونه جاش تنگ میشه هی فشار میاره به در و دیوار گلوت ، اونوقت که خالیش نکنی بعد از شدت فشاری که میاره میچسبه اونوقت دیگه خالینمیشه که راحت شی هی پر میشه تخلیه میشه باز پر میشه ، بعد که تو رفتی من نتونستم خودمو خالی کنم غمباد گرفتم بعد این غمباده انقدر خالی نشد که گفتن باید با قرص خالیش کنی شروع شد از روزی یه فلوکسیتین تا روزی یه فلوکسیتین و بوپروپیرن و لیتیوم و پروپرانول و توپیرامات و . . . اخرین بار دکتر گفت داداش چیزی ندارم برات بنویسم بخوری خودت باید یه کاری کنی ! بعد همه قرصامو ترک کردم ، سعی کردم تورم ترک کنم ولی دنیا از اونور بدتر میذاشت تو کاسه ام ، هرجا رفتم دختر پسر دیدم هِلِک هِلِک مث پیام بازرگانی اومدی رد شدی حالمو خراب کردی هی جمع هارو ترک کردم یه خانوم نفهمی میومد جلو من راه میرفت تو خیابون که ادکلان تورو زده بود باز بهم میریختم اهنگایی که دوست داشتی پلی میشد . . . و من هنوز دارم ترکت میکنم که نمیشه دروغ چرا میخوام ازدواج کنم از تو بهترم خیلی هست ولی نمیشه هیچ خری مث تو نمیشه پس لرزه هات ادامه داره چون هنوز نتونستم ترکت کنم چون هنوز بوی دهنت یادمه چون هنوز بوی شالت یادمه ، چون هنوز نیمکتی که باهم رفتیم یادم نرفته هنوز میرم روش میشینم دستمو میزارم رو پشتی نیمکت تصورت میکنم کنار خودم ، چون اسمت الان اسم زنمه ، چون بوی بین انگشتای دستت هنوز یادمه ، چون مزه لاله گوشت هنوز زیر دندونمه چون هنوز پیشونی به پیشونی شدنا و خل بازیامون هنوز یادمه چون پیرن مردونه پوشیدنات یادمه چون توعه خرو یادمه ، میترسم پس لرزه هات تا تو قبرمم ادامه داشته باشه نکیرومنکر هی سوال بپرسه خدای تو کیست ، اونجا باز یادت بیوفتم بگم فلانی!دله دیگه اونجا اختیارا دست خودت که نیست مثلا بهم بریزی بگیرخوبم اونجا حقیقته ، اگر ... ینی تو منو کافر کردی ؟ ینی من تورو بیشتر از خدت دوست دارم ؟ ینی میخوای بگی پس لرزه هات تا قیامت حتی اون دنیا هم باهامه ؟ نگو جون مادرت
پ . ن )
بیا انقد راه بریم که جاده بوی کفشامونو بگیره، خب؟
پ . ن )
شهاب حسینی : نه ، گریه مال مرده ، فقط سرتو بالا بگیر و گریه کن ...

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

045


همانطور که چاووشی در هندزفری هایم ناله میکند با آن صدای خسته اش! خیال میکنم سالها بعد نویسنده مشهوری خواهم شد عکسم صفحه اول مجله ها چاپ خواهد شد همان روزها صبح که شد صبحانه ات را که با مرد و فرزندت خوردی و شوهرت را راهی کردی راه خواهی افتاد تا فرزندت را به مدرسه ببری از جلوی دکه رد خواهی شد ، عکس من را خواهی دید حواست پرت میشود یکهو میایستی و غرق در افکارت خواهی شد ! با صدای لطیف فرزندت که داد میزند:مامان ؛ دیر شد: خودت را از مرداب افکارت بیرون خواهی کشید تا مدرسه فرزندت سکوت خواهی کرد برای بازگشت ناخودآگاه پاهایت راهی که دکه دارد را انتخاب میکند برمیگردی صفحه روی مجله با باد بلند میشود دستت را میگذاری با آن نگاه مهربانت نگاهم خواهی کرد! حالت عوض خواهد شد ، فکرت مشغول خواهد شد مغرور تر از گذشته بلند میشوی عینک افتابی ات را میزنی به شوهرت زنگ میزنی و با لحنِ دلبرانه ات میپرسی :عزیزم شام چی درست کنم برات ؟! خودت را به هر راهی میخواهی بزنی بزن! خیالم تخت است ! من تمامت کردم ! خیال میکنی فراموشم کرده ای ! با خودت میگویی : لعنتی چرا ولم نمیکنی ؟! میدانی ؟! من تورا درگیر نکردم ، عشق تورا درگیر کردچون من عاشق بودم !من که نه ! اما عشق تورا از طرف من هر روز تورا قصاص خواهد کرد!وقتی هر بار با دیدنِ شوهرت اول یاد من خواهی افتاد بعد در اغوشش میروی! حالا هی با خودت فکر کن تمام شد تمام کردی!

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

044

من اما اگر روزی فرزند دار شدم دوست دارم امام حسین ای بارش بیارم ، ولی نه امام حسینی ظاهری مثل امروزی ها ، میخوام باطنش حسینی باشه ، بهش یاد میدم اگر قرار شد امام حسینی باشه ، به هیچ وجه حق نداره به کسی گیر بده 

اگر دختر باشه یادش میدم حجابش رو کامل داشته باشه ، چادر سر نکرد نکرد ولی حجابش کامل باشه اگرم خودش خواست 

چادر سرش کنه سرش کنه ولی حق نداره به پوشش هم سناش و زنای دیگه انتقاد کنه چون خودش کامل نیست و کسی که کامل نیست نباید کسی رو قضاوت کنه ، اگر پسر باشه یادش میدم حتی اسپرت هم میخواد بپوشه ، بپوشه ولی پاره پوره و لش وار نپوشه ، سنگین بپوشه ، بعلاوه همه اینها هر چی دلش خواست بپوشه ولی حق نداره به رفیقش که لباس بگی پوشیده گیر بده به کسی انتقاد کنه تو چرا اینجوری ای ؟! اگر فرزند دار بشم بهش یاد میدم اگه امام حسین و دوست داری این معنیش این نیست که امام حسین فقط مال توعه امام حسین مال همه ست حتی بی دین بی مذهب لاشی اخرش زنا کار اصلا امام حسین مال همس ، حق نداره دخالت کنه ، پس فردا روزی اگر حسینیه ای زد شعـور داشته باشه رو درس حسینیه نزنه از پذیرفتن بانوان بی حجاب معذوریم ! چون صاحب عزا حضرت زهراست ربطی به تو نداره که بخوای دخالت کنی! یادش میدم ! از ازدواج کرد بچه دار شد قبل از اینکه بخواد بره هیأت واسه امام حسین باید به شوهرش ، زنش و بچه ش برسه ، اینکه همسرشو بچه اش رو ول کنه ینی همه هیات و جلسه هیج ! بهش یاد میدم امام حسین اگر توی روز عاشورا گریه کردنت رو دوست داره یکسری حرف هم زده ، وقتی میره هیات نسخه میگیره از امام حسین که خوب شه ادم شه به نسخه اش عمل کنه هی هر شب نره نسخه بگیره ، میره هیات هرچی مشنوه عمل کنه ، نسخه ای که امام حسین برات مینویسه اینه : آی کسی که منو دوست داری ادعات میشه گریه میکنی دمتم گرم ولی رفیق شوهرت / زنت / بچه ات یادت نره ! رفیق یادت نره باید با همسرت رفیق باشی یادت نره اول باید به زندگیت برسی یادت نره ادم باشی امام حسین اومده که منو تو ادموار زندگی کنیم!

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

043

من :اروم نیستم اشوبم ، تو سرم پر از ایده ست ، پر از فکر ، فردا جنس مشتری شهرستان و یادم باشه بفرستم ، تو سرم پراز ایده عاشقانـه ست که باید خالیش کنم رو یه مونث ، فردا باید قبض تلفن و بدم چقدزیاد شده این سری ، الان هیشکی نیست که تحویل بگیره هی میچرخه تو سرم انواع و اقسام در اغوش گرفتن ها چرا بازار خبری نیست اخر سال چک دارم باید پرش کنم ، هی میچرخه تو سرم هی میگم خب از حموم اومد خودم براش موهاشو سشورا میکشم عه ایندختره پی ام داد ، خب اوممم چی نوشته ؟ اومم اگه اوممم راست میگی رو یکی واقعی اجرا کن اینارو ، همه ش متنه ، اح اخه باس به توام ثابت کنم همه اینا واقعیته ؟!! پول ابراهیم دستم مونده باید بهش بدم ، دستم میلرزه فک کنم قندم افتاده برم نوشابه بگیرم نه یک کیک
میگیرم این پول سهم زنمم هست ، الان میخوابم خب وقتی مونثی تو بغلم نیست چطوری بخوابم ؟! اون دختره پی ام میداد میخاست خود کشی کنه چی شد ؟! ادرس مشاوره دادم رفت ؟! چقدر این صفحه  گوشی نورش زیاده چشام به چیز رفت ، اگه یکی بیاد زیر گوش سمت راستشو میخورم ، عه کامنت ، تو دیوونه ای پسر ، خخخ نوکرمبمولا ، ولش کن لبه شلوارم نخ نخ شده برم شلوار بگیرم نه بزار پول رو نگه دارم یهویی واسش کادو بخرم خوشال شه ، همینو میتونم بدمرفو کنن ، اینهمه عاشقانه همه میگن بح بح چرا کسی باورش نمیکنه ؟! اوه مادر گفته جمعه ببرمش بهشت زهرا حسش نیس بقران میخوام بخوابم از اون طرفم اون ننه ست نمیشه نه بش گفت که نوچ این کیه دیگه ؟! برو بابا بلاک ، راستی اون رفیقم که فوت کرد زنش  چقدر اذیت میشه اخ نوچ ، میگم الان اگه بودی یکیا چقدر اروم تر بودم ، سپر عقب سورنتو جدید از کجا بیارم بدم مشتری ؟ اخه مرد

حسابی سورنتو جدید ماشینش کمه چ برسه لوازمش نمیتونی نشین پشتش خب ، آخ حساب حاج اصغر و تسویه نکردم ، کاش دستم بجازیر سرم تو دست یار بود اگه یکی یه روز اومد باید بپرس سرمایی نباشه من تو پاییزم کولر روشن میکنم ، آخ شنبه هم قبض گاز باس بدم ، بازار چرا خبری نی؟ اون دختره بود که دو هفته ازم جدا نشده بود ازدواج کرد اون خوبه حالش ؟ الان ینی راحت داره زندگی میکنه بکنه بمن چه ؟! این دختره چه سنگینه ، سلام ببخشید میتونم بیشتر اشنا شم باهاتون ؟ ای بابا اینم که بلاک کرد ، حالا اگه لاشی بودیم  بجا بلاک ادرس خونه میفرستاد برم خونشون اوف چقدر گرمه ، بغل میخوام ، سرمای تنم با گرمای تنت باید به دمای تعادل برسه ....... پدر : داری به چی فکر میکنی ؟! من : دارم به اسمون نیگا میکنم بابا پدر : باشه ، ته فکرات به جایی نرسیدی صدام کنمن : ای بابا اینم که از سه کیلومتری میفهمه من بهم ریختمینی دختری هست بفهمه مرد بودن و فکر کردن در یک زمان به صدتا موضوع و نگرانی ینی چی ؟!پدر : خااااااااااپیشششششمن : هنو نذاشته زمین سرو میره ! کلا خسته ست آخ سرم ولش کن چیلیک چیلیگ پوفففففف[ صدای فندک و اتش گرفتن سیگار][ برای کام دهی بهتر سیگار را با زبانتان نم دار کنید ]#مرد بودن اسان نیست!سکوت مردها پر از فریاد است اگر بدانید!پ ن )

درود بر مادرانی که به دخترانشان جز زندگی ، یاد میدهد چطور با نگاهشان دل مردشان را بلرزانند تا تمام نگرانی هایش مرتب شود!!
پ ن )
داش آکل(بهروز وثوقی):کمر مرد رو هیچی تا نمی‌کنه، جز زن! من بودم و یه طوطی... حالا هم باز منم و یه طوطی، اما دیگه نه اون طوطیِ و نه من داش آکل ... ! 

موافقین ۰ مخالفین ۰
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور