سال جدید رو تو بغل سیدالشهدا(ع) تحویل گرفتم ؛ چه درست گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست ؛ بهارم باتو شروع شد خزان که شد فهمیدی طاقت ندارم باز دعوت کردی اربعینت رو در کنارت باشم ؛ هرکس خودش میدونه نامه اعمالش چیه وچه جوری من خودم میددونم لایق کربلا نبودم و این از آقاییت بود که منو دعوت کردی ؛ خودت میدونی تو چه منجلاب لجنی من گیر بودم بخاطر منه روسیاه دستت و کثیف کردی دستموگرفتی  کشیدی بیرون ؛ ممنونم ازت ؛ قدردانی این محبت جز با مرگ تو راه خودت جبران نمیشه حتی با مرگم جبران نمیشه ؛ دوتا در خواست دارم ؛ یک اینکه حالا که دستمو گرفتی حتی اگر خودم خواستم دستمو بکشم بیرون از دستت نزاری ؛ دستم رو ول نکنی دوم اینکه تو همین راه و تو همین سفر جونم رو بگیری که فدایی تو بشم خودت میدونی دلم پر میزنه تو راهت شهید بشم ؛ اما اگر قابل نبودم در رکابت جون بدم ؛ همسری که خودت میدونی باب دل خودت و خودم هست رو نصیب ام کنی تا بار دیگه با همسرم بیام ؛ مطمئن باش این پست رو یه روزی به همسرم نشون میدم و میگم که امام حسین (ع) تو رو قسمتم کرد و از این وصلت دختران و پسرانی بدنیا بیان که غلامان تو باشن و مثل باباشون ولو بهتر عاشقت باشن و جون به دست در رکابت باشن ؛ همسر عزیزم مهربون دلم ؛ من تو رو از امام حسین (ع) دارم اسمت هرچی که هست برای من حسینداده ؛ چی بهتر از این که همسرت صدقه سری سیدالشهدا باشه ؟! خدایا شکرت الحمدلله ؛ شکر خدا که در پناه حسینم ؛ عالم از این پناه عالم از این بهتر پناه ندارد ؛ ممنون خودت و حضرت رقیه (س) ام که به اندازه نیم نگاهی من رو قابل دونستی و به اسمم نگاه کردی و دعوتم کردی ؛ شکرلله اربعین ۹۷ مینویسم تا به یادگار بماند