نمیدونم از نفهمی شان است  یا خودشان رو زدن به نفهمی ؟! دختر است دیگر و ... کار نر ها شده مسخره کردن ماده ها و کار ماده ها مسخره کردن نر ها ؛ و این وسط چه مرد و‌زنهای واقعی ای که در اصالت خویش باقی موندند و گندیدند اما تن به ذلت و خواری و هم رنگی با جماعت ندادند ؛ امروز سالگرد روز دختر است ؛ به دختر هایی تبریک میگویم که ماده نیستند دخترند ؛ اصالت دارند ؛ کارشان مسخره کردن مرد ها و الواتی نیست به دختر هایی که در واقع به معنای کامل دخترند و اما تبریک به دختری که هنوز نیافتمش ؛ همان دختری که ... همان دختر بنام یکی که باید باشد ؛ میدانی ؟ همیشه باید یکی باشد؛ یکی باشد که بتواند پا به پای تو دیوانگی کند، زیر باران دستت را بگیرد و مجبورت کند الکی‌الکی به دار و درخت و نقش و نگارِ توی خیابان بخندی. یکی باید باشد که عصرها پایه‌ی کافه رفتن‌ها و قهوه خوردن‌هایت شود؛ که پشت ویترین لباس فروشی آستینت را بکشد و بگوید: «اینا رو نمی‌خوای؟ سورمه ای بهت میادها»یکی باید باشد که بتوانی کنارش روی جدول‌های کنار خیابان راه بروی بدون اینکه منتظر شنیدنِ "مگه بچه شدی" باشی، یکی که برایت لاک فیروزه‌ای بخرد تا با روسری‌ات ست شود، یکی که دغدغه‌ی خسته شدن‌ها و بریدن‌ها و غذا نخوردن‌ها و بی‌خوابی‌هایت را داشته‌باشد.یکی باید باشد؛ یکی که توی خیابان بشود بستنی را توی صورتش فرو کرد و خندید، یکی که همیشه‌ی خدا یک آغوش جانانه برای درددل‌هایت داشته باشد. یکی که مدهوشت کند از می ناب مهربانی، یکی باید پا به پای تو دیوانگی کند تا در این دنیای غبارآلود نمیری. همانی که وقتی صبح از خواب بیدار شدی می‌بینی دانه‌دانه موهایت را به نرده‌های تختت گره زده و تو قسم میخوری که اگر گیرش بیاوری او را خواهی کشت، یکی که بی‌اجازه خودش را بچپاند توی تمام لحظاتت، یکی که مانتوی کوتاهت را جلوی چشمانت با قیچی تکه‌تکه کند، یکی که برای انتقام فردا بروی توی اتاقش شلوار لی‌اش را با گواش‌هایت رنگی‌رنگی کنی و آویزان کنی بالای تختش؛ یکی که ببیند و قیامت برپا شود. گوش‌ات را بکشد. گریه کنی. بیفتد به غلط کردن. 

یکی باید باشد که تفسیر تمام "الهی قربانت شوم"هایت باشد، یکی که دیوار باشد، تکیه گاه باشد. یکی که صدایش کنی: «جون جونـــــــــــم؟!» و بگوید:باز چی میخوای ؟! 

روزت مبارک دخترک