پرسید تا حالا چقدر تنها شدی؟ حاضری پول بگیری تنها باشی؟ اصلاً به تنهایی فکر کردی؟ و من در جواب همه سوالاتش گفتم از کجا می‌دونی نیستم ؟ قبلا اینطوری نبودم اما جدیدا من تنهایی رو دوست دارم، همون قدر که آدم‌های تنها رو دوست دارم. یه مدل تنهاییِ خاص، یه مدل تنهایی که نیاز نیست هوارش بزنی! یه مدل تنهایی که از ظاهر بگو بخندی و کلی دوست و آشنا و روابط اجتماعی وسیعی که داری بیرون نمی پاشه و توی ذوق نمی‌زنه. یه مدل تنهاییِ خاصِ درونی فقط برای خودت و خودت. از این مدل تنهایی که کلی حرف واسه خودت داری، یه عالمه دلیل برای خودت داری، فقط و فقط برای خودت. فقط و فقط برای خودت چون توضیحش به بقیه سخت که نه؛ خیلی سخته، که توضیح و توجیه کردنش واسه کسی ممکن نیست، که کسی درک نمی‌کنه، که به واژه کشیدنش ازت کم می‌کنه. توی این مدل تنهایی خودت می‌دونی که درست‌ترین راه و روش رو انتخاب کردی، اونقدر که هزار بار هم برگردی عقب؛ باز هم همین راه رو میری، آخه خودت خوب می‌دونی داری در جهت آرامش خودت حرکت می‌کنی و همه اینها توضیح دادنش به بقیه خیلی درد و رنج داره ... توی این جنس تنهایی؛ فداکاری‌ها و گذشت‌ها و از خود گذشتگی‌هات دیده نمیشه و به چشم نمیاد، خیلی وقت‌ها هیچ کس حتی متوجه نمیشه که چقدر براش گذاشتی، که چقدر برات می ارزیده، که چقدر برای خودت سخت بوده و راه سختی رو تا اینجا بودن یه تنه گز کردی. همه‌ی ارزش و جذابیت این مدل تنهاییِ خاص به اینه که تنهایی‌ات رو با احد الناسی شریک نشی، که از این با خودت بودن لذت ببری، که انقدری خودت رو دوست داشته باشی و به قدری حریص ِ خودت باشی که حاضر نباشی از حال خوبت خرج کنی، که با حرف زدن و بروز دادنش ازش کم نکنی ... اصلاً ته تهش همون که اول گفتم، من تنهایی رو دوست دارم، همون قدر که آدم های تنها رو دوست دارم

ولی تو باور نکن منم دوست دارم معشوق داشته باشم ... عشق تو وجودم گندیده ... کدر شده از بس مونده و راکده

چقدر باید زمان بدم لب پنجره نشسته باشم خوابیده باشی رو تخت ازم عکس بگیری پست کنم تگت کنم !؟