لبخندت ؟! همانی بود که دیوانه بازی هایم به لب هایت میچسباند 

لبخندت ؟! همانی بود که عکس هایت را بی خبر ادیت میکردم و میفرستادم و روی لب هایت مینشست 

لبخندت ؟! همانی بود که جانم را برای متولد شدنش میدادم 

حالا که من نیستم ؛ باز هم میتوانی لبخند بزنی ؟