هنوز هم همه فکر میکنن اون کسی که خودکشی میکنه خودش رو‌دوست نداره ؛ عقلش کمه ؛ ضعیفه ؛ بدبخته رسیدن به مرحله ای که فرد تیغ برمیداره میکشه رو رگ دستش خیلی طول میکشه و از هر صد نفر یک نفر به این مرحله میرسه که رسیدن به مرحله خودکشی مرد میطلبه به هیچ وجه خودکشی رو تبلیغ نمیکنم تشویق هم نمیکنم اما میخوام بگم کج فهم نباش در مقابل کسی که خودکشی میکنه گاهی کسی رو اونقدر دوست داری که رفتن و نبودش اونقدر برات سخت و سنگینه که ترجیح میدی نباشی نبینی هستی و اون نیست ؛ اونقدر دوسش داری که از خودت ؛ خونت ؛ جونت ؛ آینده ات برات مهم تره ؛ قید همه چیز رو میزنی یک خط دو خط سه خط از بالای ساق دست شروع شروع میکنی تا روی مچت تیغ رو میکشی و میشینی خیره میشی به دستت خون میجوشه و تونگاه میکنی و لذت میبری از مرد بودنت لذت میبری از اینکه انقدر دوست داشتنش برات مهم بوده که قید جونت رو براش زدی ؛ عکس دستت رو میبینه بهت میگه خیلی مرد ضعیفی هستی که بخودت صدمه زدی ؛ میخندی! اپن هیچوقت باور نمیکنه تو دوسش داشتی دوسش داری و برای اون اینکار و کردی ؛ فقط قضاوتت میکنه که خیلی ضعیفی ؛ آره من ضعیف ام ؛ من در مقابل دنیایی که تو توش نباشی ضعیفم ؛ برای تو مردی که برات جون میده ضعیفه برای من ؛ مردی ضعیفه که وقتی از رفتن حرف میزنی وقتی بی دلیل و با دلیل حرف از رفتن میزنی ؛ باد میندازه تو غبغبش که هر طور راحتی ؛ هنوز مونده معنی دوست داشتن واقعی رو بفهمی ؛ تیغ زدم و جای تیغ رو تا اخر عمر به همراه دارم که یادم باشه مردونه کسی رو خواستم یکبار خواستم درست خواستم ؛ که یادم نره تا ابد به پای دوستت دارم هایی که گفتم باید متعهد باشم