.
گمان مکن که تنها بدن ها صفت هرزه میگیرند ؛ هرزه برای حس ها از بدن ها پست تر و کثیف تر است ! باید بکوشی علاقه ات هرزه نباشد ؛ علاقه هرزه همان ست که کسی را دوست بداری که از آن تو نیست ؛ علاقه هرزه همان ست که کسی را دوست بداری که دلش با دیگری ست ؛ علاقه هرزه همان ست که کسی را دوست داری و به کسی دیگر دوستت دارم هایت را هدیه میکنی ؛ علاقه هرزه همان است که کسی را دوست میداری امل توجه و علاقه ات را ابراز نمیکنی ؛ علاقه هرزه همان است که غرورت را بیشتر از علاقه ات مهم میشماری ؛ علاقه هرزه همان ست که ... علاقه هرزه همان است که تنش را بخواهی جای دلش . علاقه هرزه همان ست که ... علاقه هرزه همان ست که درست نباشد . که بجا نباشد که روی اصولش نباشد ؛ بدان علاقه ات که هرزه باشد افکارت هم هرزه میشود ؛ افکارت که هرزه باشد نگاهت هم هرزه میشود ؛ علاقه و فکر و نگاهت که هرزه باشد تنت هم کم کم به هرزگی کشیده خواهد شد . هرزگی را باید از ریشه ساقط کرد نه از گل ؛ و بدیهی ست که ریشه هرزگی علاقه است و گل اش تنت
بکوش که هرزگی در علاقه ات نباشد ....