آره چند وقت پیش بود ؛ چند وقت پیش که میگم یعنی چند ماه پیش ؛ برداشتم نوشتم من به برگشت اعتقاد ندارم ؛ اون که رفت رفت دیگه نباید برگرده ؛برگرده ام من قبولش نمیکنم این مدت که نبودم کلی حرف دارم که بنویسم از جمله همین که چرا ؟ مثلا خیلی شخصیت جذاب میشه اونکه رفت و برگشت رو قبول نکنیم ؟ اهل بازار گردی هستی ؟! اول بازار یه جنس خوب با قیمت خوب میبینی اما حرص و طمع نمیزاره خرید کنی ؛ میگی من یه دور بزنم بیام فروشنده هم با نیش خند بدرقه ات میکنه ؛ میری دور هاتو میزنی میبینی نه ! اون که اول دیدی از همه هم مدلش بهتر بود هم قیمت ! برمیگردی اما قیمت رو بالاتر میگه توام قید خرید رو یامیزنی یا میری سراغ فروشنده های دیگه ؛ توی روابط نباید بازاری رفتار کنی ؛ رفت ؟! بزار بره ؛ بزار بره دوراش و بزنه ؛ تو خوب بودی بعد که برگشت بپذیرش ؛ این آدم خیلی قابل اعتمادتر و مطمئن تر و موندگار تر از اون کسیه که هیچکس رو ندیده و هیچ دوری نزده ؛ آدمی که رفته دوراش و زده و اومده یعنی رفته همه رو دیده اما باز به تو برگشته ؛ یعنی ایمان داره تو از بقیه براش بهتری ؛ این آدم موندگاره ؛ اونیکه تو انتخاب دومش هستی یعنی یکبار انتخاب غلط کرده چوبش رو خورده دور دورش رو کرده حالا اومده سراغ تو ؛ یعنی تورو به مابقی ترجیح داده ؛ این آدم موندگار تره ؛ بشرطی که عادتش تست آدم ها نباشه ؛ این همون عادت خداییه که فکر میکنیم اگر مثل خدا باشیم کسرشان حساب میشه ؛ خدا به حضرت موسی فرمود ای موسی ؛ من بنده گنهکاری که گناه هاش رو کرده و حالا به من بازگشته رو بیشتر از اون عابدی که هیچ وقت گناه رو تجربه نکرده دوست دارم ؛ حضرت مرسی فرمود چرا ؟ خداوند فرمورد اونکسی که رفته مزه گناه رو چشیده رفته دورش و زده مابقی رو تست کرده اما ترجیح داده بمن بازگرده خیلی فرق داره با اون عابد که هیچوقت گناهی نکرده مزه گناه رو نچشیده و مدام پای عبادته چه بسا اگر مزه گناه رو بچشه و خیلی چیز ها رو تجربه کنه بمن باز نگرده ؛ ادمی که تو اولین انتخابش باشی معلوم نیست اگرمدل دیگه ببینه شخص دیگه ببینه باز هم تو انتخابش باشی !

پزن )

خدا بازگشت واقعی رو میپذیره ؛ یعنی بری ؛ برگردی و دیگه نری ! نه افراط نه تفریط ؛ این یعنی یکبار بخشش و یکبار پدیرش ؛ جوری برخورد نکنید که طرف برنگرده و طوری برخورد نکنید که رفت و برگشت بشه عادت شخص! اعتدال!