آدمهای خوب اونهایین که اینقدر میبخشن تا بخشش میشه حق مسلم فرد روبروشون ، اونهایین که اینقدر خالصن که مثل اکسیژن محو میشن ، کسایی هستن که از بس شیشه ای هستن دیده نمیشن ، آدمهای خوب اونهایین که اگه یه بار عصبانی باشن میشن مفسد فی الارض ، دقیقاً همونهایی که خوبیاشون وظیفشونه ، آدمهای خوب اونهایین که از تلخ ترین چیزها میگذرن و بهش میخندن ، نه که زورشون نرسه به نگذشتن ، برای اینکه میخوان طرف روبروشون شاد بمونه ، آدم خوبها همونایین که اگه در حقشون بدی کنی ممکنه ازت حتی معذرت خواهی کنن!!! آدمهای خوب همونایین که با یه لبخند دنیا رو میگیرن و با یه اخم دردشون میاد ، آدمهای خوب جدی جدی عاشق میشن ولی خوب بودنشون باعث میشه تهش هیچی نشن! آدمهای خوب آب زیر کاه نیستن ، اگه از کسی ناراحتن بهش میگن ، دوسش دارن بهش میگن ، اگه از کسی عصبانی/دلخور/ناراحت/و... باشن بهش میگن. آدمهای خوب بلد نیستن قایم کنن ، اصلاً نمیخوان اینکار رو کنن! آدمهای خوب بلدن "زمین خورده" رو از زمین بلند کنن ، تازه تخصص خاصی دارن که توسط زمین خورده ای که بلند شده زمین بخورن! آدم خوبها راحت از زمین بلند میشن و ادامه میدن ، آدم خوب زود پیر میشه چون درد میکشه و چیزی نمیگه ، آدم خوب هر جوری که باشه خالصه! آدم خوبها رو همیشه اونجایی ببینید که آدم بده داره حقش ، زندگیش ، پولش یا عشقش رو میدُزده ، آدم خوبها اینقدر مظلومن که ممکنه عشقشون یهو بهشون بگه "دوستت ندارم دیگه" یا صاحب کارشون بگه "این چه طرز کار کردنه" یا والدینش بهش بگن "تو اولاد نا خلفی" در حالی که هیچکدوم درست نیست ، آدم خوبها خیلی خوبتر از این حرفان ، اینقدر خوب که از درک "آدمها" خارج میشن ، و بعد آدمها اونها رو طَرد میکنن ، توی کار حقشون رو یکی میخوره و پیشرفت میکنه ، توی درس چون اهل چیزی نیستن همیشه متوسطن ، توی روابط عاطفی طرفشون یهو بهونه های علمی-تخیلی میگیره و میره ، بعد میبینن یکی دیگه - که انصافاً دَه درصد آدمِ خوبِ ماجرا هم نمی اَرزه - یک دل نه ، صد دل از عشقشون بُرده. اینجوری زندگی کَردن یه فطرت پَست کثیف میخواد که فقط از "آدمها" بر میاد ، اینجوری دزدی کردن ، اینجور طرد کردن ، اینجوری با فرزند و شاگرد و کارمند و عاشق رفتار کردن مختص آدمهاست! آدمها از خوبها میترسن ، خوبها هم از آدمها بدشون میاد ، ولی این وسط آدمها میبرن ، چون خودخواه و مغرور و آب زیر کاه هستن ، چون کثیف بازی میکُنن ، چون پنجاه شصت برابر یه خوب "مَن" دارن ، چون حاضرن برای خوشی خودشون دیگران رو فدا کُنن ، آدمها وجهه ی بهتری دارن ، جذابتر به نظر میان و دلرُباترن ،معمولاً بهترین دوست هر آدمی یه "آدم خوبـ"ـه ولی اگه پای "کار/رابطه ی عاطفی/پول/هر چی اصلاً" وسط باشه اول منافع آدم مهمه ، آدمها معمولاً میگن "من فقط یه بار زندگی میکنم" ولی آدم خوبها میگن "همه ی ما فقط یه بار زندگی میکنیم" بنابراین آدمها - با ذات کوچیک پست پسندشون - به فکر زندگی خودشونن ، ولی آدم خوبها براشون مهمه که دسته جمعی خوب باشن! مهمه چون تنهایی خوب بودن اصلاً کیف نداره! خوبها به آدمها کاری ندارن ، آدمها کار دارن بهشون ، آدم خوبها اینقدر خوبن که میتونن به آدمها اعتماد کنن ، توی هر زمینه ای! میتونن حتی عاشق یه آدم بشن!!! آدم خوبها اعتماد پایه ی زندگیشونه ولی آدمها اصل اول رو بی اعتمادی به همه چیز و همه کَس میدونن ، آدمها اینقدر ذلیل هیتن که آدم خوبها ترجیح میدن یه چیز دیگه باشن ... آدم خوبها چون خوبن "آدم" نیستن ، خوبها معمولاً میشن "هیولا"!

خوبها خیلی خوبن ، خیلی...