آدم های تنها یک جور عجیبی نگاه می کنند . یک سکون نا متناهی در عمق چشم هایشان پیداست . مردمک هایی کدر و پس زمینه ی سفیدی که به زردی می زند . خوب که در صورت شان دقیق شوی ، لب هایشان همیشه خشکی می زند . البته سعی می کنند با دندان ها پوست ها را جدا کرده و تف کنند ، اما گاهی آنقدر در خودشان فرو می روند که این امر را نیز فراموش می کنند . خشکی لب ها به خاطر سکوت وهم انگیزی است که گلویشان را گرفته است. این سکوت ابتدا به صورت جبری و در ادامه به صورت اختیاری پدید آمده است . به نحوی که آدم های تنها ابتدا سعی در پیداکردن آدم هایی قابل اعتماد ، همراه ، و همدرد می کنند تا با انها حرف بزنند اما در نهایت به خاطر نیافتن چنین افرادی تصمیم به سکوت می گیرند . آنها در اعتراض به حرف های صد من یک غاز اطرافیان از قبیل : " این نیز بگذرد " ، " بابا بی خیال ، سخت میگیری ها " ، "ای بابااااا! تو هم که هر دفه که مارو می بینی پ ری و د ی " ، " تو رو خدا بکش بیرون ازین حرفا ، خسته نشدی انقد ادای آدمای داغون و دراوردی؟‌نگاه کن ! ملت همه دارن تو همین مملکت زندگی می کنن ، کدومشون مثه توان آخه ؟" ، " ببین ! تو باید فراموشش کنی ، چیزی که زیاده دختر/پسر خوب ، الان بلانسبت سر سگ بزنی دختر/ پسر خوب در می آد " ، " ببین اصلن برو سفر ، یه هوایی به کله ت می خوره بر میگردی " و ... تصمیم به سکوت و در نهایت لال شدن می گیرند . نکته قابل توجه در این امر نگرانی اطرافیان و دوستان در پی سکوت و گوشه گیری آدم های تنهاست که پس از وقوع این مهم، سعی در یافتن چرایی این عمل  می کنند و در صدد کمک کردن به آنها بر می آیند .جالب اینکه با همان جملات همیشگی و تکراری ،روی اعصاب و روان آدم های تنها اثر منفی گذاشته و در عین حال،خود را دوستانی با معرفت ، از خود گذشته ، همراه و همدم می دانند. این واکنش اطرافیان نسبت به آدم های تنها ، سبب می شود که آدم های تنها علاوه بر سکوت و سکون ،دچار بیماری هایی از قبیل افسردگی شوند که در نهایت به دیوانگی ختم می شود .

یکی دیگر از نشانه های آدم های تنها سرعت پیاده روی آنها در خیابان هاست . آنها طوری راه می روند که در میان جمعیت حاضر در خیابان ها گم شوند ، و بیش از این به چشم نیایند ، آنها نگاه شان را روی آسفالت متمرکز کرده و اغلب در ذهنشان در حال درگیری ، فحش ، خواندن شعر و مرور خاطرات هستند

آنها هیچ عکس العمل قابل توجهی نسبت به هیچ چیز نشان نمی دهند

حتی دیده شده که در خیابان ،صحنه ای هیجان انگیز، نظیر نزاع دو مرد با سلاح سرد، آدم های تنها را مجذوب خود نکرده، به طوری که یک نگاه هم به اطرافشان نینداخته اند .

آنها اغلب در مواجهه با حرف هایی مانند :" عجب هوایی شده ها، " مردم فرهنگ ندارن به خدا " ، "آقا زمونه عوض شده ، ما کی قبلن از این برنامه ها داشتیم ؟" ، " —-یرم توون خار مادر این حرومزاده ها بره که مملکت واسه ما درست کردن "  "آخوند ها همه شون دزدن " و ... تنها سکوت کرده و در مقابل هرگونه تلاش مذبوحانه ی گوینده ی این سخنان ،مبنی بر بیرون کشیدن تاییدیه با تکذیبیه در مورد سخنان شان ، مقاومت می کنند .آدم های تنها معمولا در مترو و اتوبوس مورد توجه دیگران قرار می گیرند ، به نحوی که هر چند نفری که در موقعیت مذکور ، در اطراف انها قرار دارند ، با یک هماهنگی ناخودآگاه دسته جمعی ، به این تنهایان "زل" زده و لحظه ای از نگاه کردن و ورانداز کردن سر تا پای آنها دریغ نمی کنند . آدم های تنها معمولا با چپاندن هندز فری در گوش خود و بستن چشم هایشان به روی اطرافیان ،از این قائله جان سالم به در می برند.گوشی همراه آدم های تنها ، نه تنها صرفا یک وسیله ی ارتباطی نیست بلکه به عنوان ساعت دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرد .آدم های تنها دارای خصوصیات متعدد دیگری نیز هستند که به دلیل اطاله ی کلام از بازگو کردن آنها صرف نظر می شود.لازم به ذکر است که تنهایی مراتبی دارد که "تنهایی در جمع" بالاترین مرتبه ی آن محسوب می شود.در  انتها ،توصیه ی من به عنوان یک عضو کوچک از جامعه ی بزرگ تنهایان این است که ما را به حال خود گذاشته و کمتر به پر و پای ما بپیچید و کمتر ما را با جملات و راه کار های کلیشه ای و تاریخ گذشته ی خود ارشاد فرمایید. ما خودمان این نوع زندگی را انتخاب کرده و از آن راضی هستیم و نیازی به همدردی ها و در اکثر قریب به اتفاق موارد، مزاحمت های شما نداریم .باشد که هر چه سریع تر به درد خود مرده و دنیای زیبای شما را از لوس وجود خود پاک و منزه کنیم .