.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

443

اون همه چیز رو فراموش کرده بود ؛ من هر شب همه چیز ناخودآگاه برام تکرار میشد اما اون ... شاید هم تظاهر میکرد به فراموش کردن ؛ شاید اون هم فراموش نکرده بود ؛این حس در دوست داشتن همیشه من رو آزار داده ؛ اینکه تو مطمئنی که به اون فکر میکنی و داری تظاهر میکنی که فکر نمیکنی و شک داری به اینکه اون بهت فکر میکنه و تظاهر میکنه که فکر نمیکنه یا واقعا فکر نمیکنه ؟ من تنها بودم ؛ در ظاهر دورم شلوغ بود اما تنها بودم اینکه ایستاده باشی جلوی اتفاق های زندگیت و ببینی تنهایی خوب نیسن من نمیدونم تنها موندم یا تنهام گذاشتن یا چی؟ مسئله ی اصلی من حمایت بود  حمایت نه به معنی اینکه کسی راه درست رو نشونت بده یا چم و خم راهی که میدونی درسته رو بهت بگه، حمایت به این معنی که اون کَس چیزی رو با تموم وجود بخواد که تو تصمیم داری بخوای ، دنبال چیزی باشه که تو هستی. حمایت یعنی راه من رو باهام بیا و مراقبم باش ، یعنی بذار حداقل یک بار برای چیزی که میخوام تلاش کنم ، حمایت این نیست که به من بخندی یا برام رو تُرش کنی و بگی که "راه درست" چیه، من راه درست خودمو انتخاب کردم! اصلاً راه درست منم! حمایت یعنی وقتی برمیگردم ببینم هستی! ببینم ایستادی و توی سختی مسیر باهامی! حمایت این نیست که فرمون بدی ، اینه که فرمون من رو بری! حمایت یعنی ببینم اگه میگم این تو هم بگی این. من میخوام مهمترین تصمیم زندگیم رو بگیرم ، اما حامی نداشتم ندارم ؛ و همین یعنی من همون قایق بی حرکت ام که موج ها براش تصمیم میگیرند ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی