.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

434

دوست داشتم حس کنم دوست داشتن از طرف تو چه حسی میتواند داشته باشد ؛ اصلا وقتی عاشق میشوی چشم هایت چگونه میشود نگاه کردن هایت چگونه میشود ؛ حرف زدن هایت چگونه خواهد شد  

دوست داشتم حس کنم وقتی حسابی عاشق شدی، چه شکلی می شوی؟! وقتی چشم هایت به غیر از او هیچ کس دیگر را ندید چه شکلی می شوی؟! چشم هایت چه رنگی می شوند؟! دوربین ات را دستت می گیری که از او عکس بگیری؟! او بشود سوژه ی زندگیت؟ که فقط از او عکس بگیری؟! از راه رفتنش؟ از ناگهانی برگشتنش سمت تو؟ از دست هایش؟ موهای بهم ریخته اش؟ از خنده هایش از صورت غم داشته اش.. از صورت خیس اش.از حرف زدنش با موبایل از حرف زدنش با موبایل و بازی کردنش با روکشِ پوسته پوسته شده ی صندلی و ضرب گرفتن هایش پشت قاب گوشی

ای کاش می شد ورژنِ عاشق ِتو را دید، چشم هایت را که دو دو می کنند دید، دست های عاشق تو را دید، ساعت ِچندمیلیونی عاشقت را دید، کفش های عاشق تو را دید، عطر های عاشق تو را بویید..اصلا همه ی عاشق تو را دید، همه ی تو ی عاشق را دید! تا بفهمم چقدر به من شبیه است، منی که تمام شهر همه ی عاشقم را دیدند و خواندنــد

عاشق که شدی چه شکلی می شوی؟! شکل عاشق شده ات چقــــــدر میتواند زیبا باشد ؟ شاید بشوی از همین سانتال مانتال ها ! همیشه فکر می کردم تحمل این دخترهایی را که ظرافت و لطافت از سر و رویشان چکه می کند و با کلی نازو عشوه روزشان شب می شود را ندارم. از همان هایی که موهایشان تا کمرشان است و خوب عربی می رقصند. یک عالمه کفش پاشنه بلند هم دارند و با کلی قر و فر راه می روند و موقع حرف زدن "س" و "ش" و "چ" و "ژ" شان هم بدجور می زند!! مثلاً سلام که می کنی یک ربع طول می کشد تا س و ل و الف و م  را روی هم سوار کنند و تمام عناصِر وجودیشان را به کار بگیرند تا با حرکات دست و صورت و قر گردن و کمر و یحتمل یک چشمک دوستانه و خنده ی نمکین و صدای کشدار جوابت را بدهندبه خیالشان در روزمرگی های معمولی شان هم بایدنقش شاهزاده ی قصه های هزار و یک شب را تمام و کمال ایفا کنند. اتفاقاً اعتماد به نفس غلیظشان هم آنقدر گلوگیر است که از حلق آدم پایین نمی رود که نمی رود. درست است خیلی وقت ها نمی توانی با آن آدم های نادر که گفتم کنار بیایی اما می شود!! شاید نتوانی در جوارشان بنشینی و فوتبال یا فیلم آمریکایی ببینی و بحث های منتقدانه بکنی یا اینکه با هم حبیب و شجریان گوش بدهید و گاهی هم خوانی کنید و هی زِرتُ زرت چایی بخورید و اصلاً هم حوصله تان سر نرود یا شاید اصلاً نتوانی با اینجور آدم ها قرار سفره خانه یا غذاخوری های سنتی بگذاری و لبو و باقالی بخوری و از این جیگرکی های کنار خیابانی دل و جیگر و خوش گوشت بگیری و به بدن بزنی؛ اما مثلاً می توانی با آن ها به کافه یا یک پارک پر از دار و درخت و گل و سنبل و بلبل بروی و هی پیاده روی کنید باهم، و حین حرف زدن هی این و آن را سوژه کنید و بخندید بعد هم که خسته شدید روی یک صندلی بنشینید و او همش برایتان از بازیگر کره ای مورد علاقه اش- از همان هایی که زن یا مرد بودنشان از روی قیافه قابل تشخیص نیست- بگوید و تو هم یک لبخند گشاد تحویلش بدهی ومثلاً گوش بدهی و اظهار نظرهای ناشیانه بکنی. در آخر هم، شب وقتی از یک دور دورِ حسابی برمی گردید  با هم بستنی سالار بخورید و او همانطور که سر به هوا راه می رود و چشمک ستارگان را دید می زند برایت از ستاره ها و زیبایی شان صحبت کند و تو تازه بفهمی که ستاره ها هم می توانند جالب و دوست داشتنی باشند!! خلاصه این انسان های نادر که گفتم آنقدرها هم که من فکر می کردم غیر قابل تحمل نیستند؛ فقط باید برای وارد شدن به دنیایشان آستانه ی تحمل و کوتاه آمدن هایت را بالا ببری و یک قلم بگیری دستت و نقاط مشترک انگشت شمارتان را پررنگ کنی حس میکنم عاشق که بشوی از همین ها بشوی که نمیتوانم با آنها کانکت شوم ! اما باز هم میگویم زن باید زن باشد ؛ خیلی کارها برای خانوم هاست ؛ مثل گریه، مثل حسودی، مثل آشپزی، مثل خریداما میدانی ؟ وقتی یک مرد انجامشان میدهد، یعنی خانمی نیست توی زندگی اش که گریه کند که نازش را بخرد، حسودی کند که ارامش کند آشپزی کند که از دستپختش تعریف کند و مدام بخواهد برود خرید؛ اون مرد با زن درونش دارد زندگی میکند، همانی که دفن شده توی خاطراتش و مرد با گریه و حسودی و آشپزی و خرید، فقط و فقط نبش قبر میکند تا شاید بتواند اون جنازه رو احیا کند اما . . . سانتال بودن یاخاکی بودنت فرق ندارد مهم این ست که دفنی در وجودم اما نیستی در کنارم ! متوجهی ؟ 

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی