.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

417

بهم ریختم ؛ مردونه نیست ؛ اینکه اون ایمان داره که تو داری بهش فکر می کنی و تو هم ایمان داری که اون داره به یکی دیگه فکر می کنه اینکه اون میدونه که تو ایمان داری بهت فکر نمی کنه ، بعد تو دوست داری که اونم بدونه باشه که تو بهش فکر نمی کنی تا دلت خنک بشه ،اما اون با بی اعتنایی و اعتماد به نفس از این که بهش فکر می کنی و بهت فکر نمی کنه خوشحاله ! میفهمی چی میگم ؟ 

 منظورم اینه که دوست دارم اونم وقتی با خیال خودش تنها می شه یه ذره به من فکر کنه ، یا حداقل این که وقتی یه چیزایی رو می بینه یاد من بیافته ، مثلا همین مسیر هر روز راه آهن تجریش ، یا فلافلی ترمینال جنوب ، یا اون کافی شاپ که آخرین باربا هم رفتیم اونجا براش کیک شکلاتی و هات چاکلت گرفتم نخورد لب نزد نمی دونم ولی خیلی مردونه نیست که تو حتی برنامه مورد علاقه ش رو از تلوزیون میبینی یادش بیوفتی اما اون داره تو خیال خودش سیب درخت باغ یه نفر دیگه رو گاز می زنه خب در این بین فقط از نظر مردم عادی میشه برای من متاسف بود ولی تاسف به دردم نمی خوره تو بساطت چیزی نداری که آرومم کنه ؟ که مثه یه پادزهر بمالی به ذهنت و آروم بگیری ؟ راستش و بخوای دیشب خوابش و دیدم . این خواب هم چیز چیزیه ها ! زور می زنی زور می زنی که فراموشش کنی که خیالش با گلوبولای سفید خونت بازی بازی نکنه ، که بی خیالی طی کنی و با تلاش مذبوحانه ای خودت و بزنی به اون راه تا حدی هم موفق میشی اون وقت یه شب خوابش رو می بینی و همه چی دوباره میره از اول مثه فیلم ترسناکی که چشمات رو بستی تا صحنه های دل ضعفه ش رو نبینی اون وقت یه دیوونه میاد و هی فیلم رو می زنه از اول و تو هم افق دیدت فقط صفحه ی تلویزیونهعشق مثه یخ خوردن می مونه تو کویر داری از تشنگی می میری اما وقتی یخ ها  قرچ قرچ زیر دندونت خورد میشه ، لب و دهنت رو جمع می کنی و چشات رو ریز می کنی که یعنی دندونام درد گرفت و چقد یخه لامصب ! نه میشه بهش پناه ببری نه میشه ازش فرار کنی . از یه شاعر خوندم که می گفت : " عشق جنینی است  در من که  نه سقط می شود و نه به دنیا می آید گفت اگر در موردش حرف نزنی می میره.خودش خاطره ش..

گفتم واسه همینه که مدام در موردش حرف میزنم واسه همینه که میخوام حرف بزنه که زنده بمونه که زنده بمونم...

یه تلخی آزار دهنده کِشنده و کُشنده :(

آدم یه جایی باید تصمیم بگیره که تموم کنه این تلخی رو..!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی