.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

415

فکر میکنم به بادی که افتاده است به جانِ پیراهن قهوه ایت. و خبرهای بسیاری دارم از دستهایِ یکباره نابود شده ات در آن.مثلا فشار انگشتهایم و ناخن ام در میانشان. مثلا تمام حرفهایی که موهایم با دستانت داشت. مثلا مژه هایم که لای دو انگشت گرفتیش. مثلا خط تقارن پیشانیم را از بالا تا روی بینی و گودیِ روی لب و یک جفت لبِ بنفش کمرنک و گاهی قرمز و گودی زیر لب کشیدنت. مثلا مات شدنِ دستانت در اولین برهنگی. مثلا چانه ام را جا به جا کردن برای دیدن دو چشم درشتِ سیاهم. مثلا پنج انگشتت را بی حرکت به گونه ام چسباندن. مثلا سنتور زدن با انگشتهایى که طبق قاعده ای منظم پس و پیش گذاشتی و حرکت سریعش درهوا. مثلا شاملو ورق زدنت با وسواس انگشت. مثلا لقمه های کوچکی که به لبهایم می رساندی. مثلا هرزگی انگشتهامان که در هم فرو رفتند. مثلا خبرها را به باد بگویى و من از باد بگیرمشان. مثلا خدا را ببریم جنوب و برایش گریه کنیم از فرمانیه تا شوش. مثلا پیراهن قهوه ایت را به من بسپاری و تار و پودش بویِ تن تو باشد. بوی ورساچ. کریستال نویر این. لعنتی.خبرها بسیار است از تو و عشق نیمه جانی که در من از تو مانده است. عشقی که باید لبهایش را ماهرانه و به آرامی ببوسم تا خیال کند کام از مرگ گرفته است. من مرگ بودم برای سیگارها و لبها و دقایق. حالا فهمیده ایم که چرا پیراهن قهوه ایت در دست باد است. لبهایم و تنم مرگ بود و تو به استقبال مرگ آمده بودی. من خرافه ام، بداهه ام، بیراهه ای که تو رفتیش. در من نچرخ. دستِ صبور عشقِ نیمه جانت را بگیر و به پرواز درآ. من زیباترین اشتباه از مرد شدنم. رسواترین. سرکش ترین. عاصی ترین. با من به بستر رفتن با عروسان دریایی دیدار کردن است. من آغشته ام به سمِ مهلکِ عشقی مردانه.

پ ن )

یک ساعتی از نیمه شب گذشته بود و خانم خونه هم خواب رفتم که منم بعد از خستگی از یک روز کاری بخوابمروی تخت که رفتم ، با اینکه خوابِ خواب بود، اما برگشت رو به من و دستش و انداخت دورم. تمام خستگیام در رفت. تمامِ دلخوریام. مرد که باشی میفهمی چی میگم.

 

چه نوشته ای! 
بی حرف میرم پست های قبلی رو بخونم 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی