.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

370

اشتباه از من بود ؛ این را میدانم ؛ اشتباه از من بود و هست که طرز تفکرام این ست که اگر کسی را در دنیایم راه دادم و پا به دنیایم گذاشت باید برای همیشه بماند ؛ اصلا باید چرا ؟ طرزتفکرام این ست که اگر کسی وارد دنیایم میشود همیشگی خواهد بود ؛ بــا مفهوم .: پل آدم :. آشنا نبودم ؛ نمیدانستم من هم یک پل آدمم ؛ پل آدم ها زندگیشان با مابقی آدم ها فرق دارد ؛ پل آدم ها هیچوقت به هیچکس همیشگی کسی نبوده اند ؛ پل آدم ها هیچوقت روی عکس های دونفره تگ نشده اند با کپشنی به مضمون همیشگیمی ! پل آدم ها صرفا پل هایی هستند جذاب که به روشی جذب میکنند که آدم ها عبور کنند ؛ نمانند ؛ فکر میکردم پل ادم نیستم ؛ گمان میکردم اگر کسی آمد تا به آخر خواهد ماند ؛ همیشگی خواهد بودشاید برای همین ست که از آدم های همیشگی پنداشته ام ناراحت نمیشدم ؛ شاید برای همین ست که هرقدر صفات بد و اخلاقیات بد را میبینم و یادآور میشوم بجای نصیحت برای تغییر میگویم که من همین را دوست دارم ؛ صفات خوبت را همه دوست دارند اما من صفات بدت هم دوست دارم ؛ شاید برای همین ست که سنگ تمام میگذارم بارها و بارها اتفاق می افتاد که از رفتارهایشان، از حرف هایشان، از فکرهایشان می رنجیدم ولی سکوت میکردم تا آن ها را در زندگیم حفظ کنم. هر چه می گذشت بیشتر از کسی که می خواستم باشم فاصله میگرفتم. حتی اگر مقصر نبودم خودم را محکوم میکردم تا در ذهنم تیره نشوند تا آنها همان عزیز بمانند آنقدر مثل آن ها فکر کردم که دیگر چیزی از خودم باقی نماند.کاملا تغییر کرده بودم. اما این تغییر را تحمل میکردم. تفاوت ها و اشتباهاتشان را میدیدم و خودم را توجیه میکردم. ناراحتی هایم را پنهان میکردم و با خودم میگفتم باید در زندگی ام بمانند.اما همیشه اینطور است که هر تحملی یک روز تمام می شود. یک روز چشم هایم را باز کردم و دیدم حالا نه کسی را برای خودم نگه داشته ام؛ نه دیگر خودم هستم آمده ام راه رفتن شبیه کبک را یاد بگیرم راه رفتن خودم هم فراموش کردم آن روز بود که فهمیدم  آدم ها را نباید به هر قیمتی نگه داشت. همه برای ماندن نمی آیند.همه مرد ماندن نیستند آدمی که می ماند جنسش با دیگران فرق دارد. برای ماندنش مجبور نمی شوی خودت را تغییر دهی. فهمیدم برای نگه داشتن آدم ها نباید خودت را زیر پا له کنی. آدم ها باید با دلشان بمانند نه با جسمشان من معترفم که اشتباه از من بود که گستاخ شدم و زندگی ام را مدام خالی کردم ؛ که دوست داشتم ؛میدانی ؟ دوست داشتن ادم راگستاخ میکند با جسارت میکند از همان لحظه ای که دلت برای یک نفر جور دیگری تپید جسارت حذف کردن دیگران را از زندگی ات پیدا می کنی جسارت رد کردن، تند حرف زدن، شکستن حاضری هیچکس نباشد جز همان یک نفر. قدرت زیادی پیدا میکنی برای نادیده گرفتن همه چیز. کم کم حرف ها، نگرانی ها و دلتنگی های دیگران برایت کمرنگ میشود.هیچکس جز همان یک نفر برایت مهم نیست. خوشحالی او خوشحالی توست، آرامش او آرامش توست، و توجه او توجه همه ی دنیاست برای تو ؛ دوست که میداری جسارت پیدامیکنی که چشمت را روی همه جز او ببندی ؛ و این حماقت من بود ؛ یک پل آدم هیچکاه نباید کسی را دوست بدارد ؛ پل ادم دوست بدارد دیگر هیچ چیز و هیچکس را نمیبیند ؛ همه را بیرون میکند ؛ همان ادم هم که برود دیگر هیچکس و هیچ چیز نخواهد ماند و این یعنی نهایت حماقت

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی