.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

363

ریز بینی در همه مواقع خوب نیست گاهی همان یک مقوله میتواند تو را از پای درآورد ؛ خاطرات همیشه هم خاطرات بوسیدن و معاشقه نیست ؛ ریز به ریزشان را بیاد دارم ؛ بیاد داری ؟ وقتی میخواستی گوشی یا لپ تاپ بخر یا هر وسیله ی الکترونیکی دیگری بخری عزا نمیگرفتی که بلد نیستی من بودم اولش برای آمدن غر میزدم که کمی ناز و عشوه هایت را ببینم و دلم برود زبان میریختی از سر و کولم آویزان میشدی و راضی ام میکردی که بیایم دستت را میگرفتم پاساژ علا الدین را زیر و رو میکردیم دست میگذاشتی روی هرچه که خوشگل است بی اهمیت از دست گذاشتنت به فروشنده اش میگفتم دوربین جلوش چند است؟ چند هسته ای ست؟ میدانستم برای چه بی سر و هوشی امده ایم خرید بعدش پیتزا میخوردیم در یکی از همان فست فودی عای خیابان های شلوغ جمهوری و هرکه از در رستوران می آمد ایستگاهش را میگرفتیم با حرفایم میخندیدی از همان خنده های زیبایت ؛  و فقط گهگاهی وسط خنده هایت وسط اشک هایی که  از چشمانت می آمد از شدت خنده بهم میگفتی که بس کن زشت است میشنوند خب من عادتم همین بود یا دماغ عملی دخترها را مسخره میکردم یا ساپورت های تنگشان را که میگفتم ننه بزرگ منم از این جورابا همیشه داشت یا دل را میزدی به دریا و میگفتب بریم نیرو هوایی مانتو هایش را ببینم ؟ یک پوووف محکم از دهانم خارج میکردن میگفتم اه باز شروع نکن من حوصله ندارم دنبالت راه بیفتم از این پاساژ به اون پاساژ شما دخترا چرا آخه انقدر عشق خریدین؟ میریم پاساژارو میبینی که چی بشه خب؟ بعد که میدیدم دیگر سکوت کرده ای میگفتم فقط جون هرکی دوست داری بیچارمون نکن تا شب بگردونیمون ولی خب دیگر جوابم را نمیدادی و من میفهمیدم ناراحت شدی و میگفتم هی خانوم؟ فایده ای نداشت خودم میدانستم تا منت کشی نکنم محل نمیدهی میگفتم یعنی الان با من قهر کردی؟ اصلا نگاهم هم نمیکردی آخرش میگفتم خب باشه من از علیا حضرت عذرخواهی کنم بگم ببخشید بگم غلط کردم اصلا شبم توو پاساژا میخوابیم خوبه؟ میخندیدی بالاخره میرفتیم پاساژ ها را میگشتیم از پشت ویترین نشانم میدادی آن پیراهن قرمزه را میگفتم کدوم؟ اون که یه وجبه بیا برو ؛ منو کشونده نیم متر پارچه نشونم بده بر میگشتیم با اتوبوس گهگاهی سرم را برمیگرداندم قسمت زنانه که مطمئن شوم اوضایت رو به راه است نمایشگاه کتاب رفتنمان هم اولش با نق زدن های من شروع میشد که بابا با دوستات برو یعنی چی من راه بیفتم چهارتا غرفه کودکان نوجوان ببینم؟! خب تو با من رفتن را به دنیا ترجیح میدادی و من لذت میبردم از آزار دادنت ؛ نمیفهمیدی البته میفهمیدی ولی خب نق هایم را هم میزدم که کمی بخندیم راضی ام میکردی با مترو برویم امام خمینی که خط عوض میکردیم می ایستادم یک گوشه که برسی سر میچرخاندی بالاخره پیدایم میکردم مگر چندتا آدم آستین بالا زده ی ساعت مچی انداخته که دستانش را دست به سینه   کرده و گوشه ایستاده وجود داشت که نتوانی پیدایم کنم پیدا که میشدم لبخند میزدی میچسبیدی به بازوین و تل و جورابی که از مترو خریده بودی را نشانم میدادی میخندیدم که باز رفتی آت آشغال خریدی ؟ تلشو نگا...نی نی کوچولو اینو میخوای بزنی؟! روی چمن های نمایشگاه مینشستیم هایدا میخوردیم و من طبق معمول سیر نمیشدم آخر ساندویچت را میدادی بمن آخرین دعوایمان شوخی شوخی جدی شد اولش هی آمدم سر فیلم موهایم را تکان دادم چند بار بهم گفتی برو کنار گوش ندادم آخرسر چندتا مشت به بازویم زدی که اه بگذار فیلم ببینم ول کن که نبودم بیشتر کرمم گرفته بود و اذیت میکردم بالش زیر سرت را برداشتم چندتا بالش حواله ام کردی باز درست نشدم فقط میخندیدم آخرش که دیگر دستت را محکم گرفتم پیچاندم و دردت گرفت و زدی زیر گریه بهم گفتی که دیگر حق ندارم با تو حرف بزنم .شب که از فوتبال آمده بودم یک مشما خوراکی خریده بودم که بیا لوس ننروحشی ام خودتی! شب هایی که میامدم دنبالت دانشگاه کاش میدانستی چقدر بیشتر دوستت دارم وقتی میگفتم کیفت سنگینه بده من البته آن را هم با نق میدادی حقوق که میگرفتم دستت را میگرفتم میرفتیم خرید یکبار هم سر کفش خریدن برای عروسی که دستانم را کرده بودم توو جیب هایم و ایستاده بودم کنار من که نشسته بودی تا کفش امتحان کنی بیچاره مان کردی اخرسر گفتم الان باز پاشنه بلند بخری بعد هی آویزون من بشی بگی نمیتونم راه برم بخوای دست منو بگیری بهت بگما از الان حواستو جمع کن من دست مست نمیتونم بگیرم چپ نگاه میکردی و میخندیدم که نگاهت بامزه بود  اصلا میدانی تمام حرف های محبت آمیز دنیا یک طرف وقت هایی که خانه نبودی اسمس میزدم که چطوریایی ؟ همیشه هم خاطرات هم اغوشی نیست گاهی ریز بین باشی همین خاطرات بیچاره ات میکند 

پ ن یک )

- به نظرت من عاشقترم یا تو؟

+ من!

-چطور؟

+ چون من هنوز بوی دستات یادمه ولی تو همه چی رو فراموش کردی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی