.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

355

دوست داشتن الفبا دارد ؛ باید زبان دوست داشتن را بدانی ؛ در دوست داشتن هر آری به معنی آری نیست و هر نه به معنی نه ؛ فرق دارد با الفبایی که کودک هفت ساله میآموزد ؛ فرق دارد به همین جهت ست که گاهی دردوست داشتن  فهم و اطلاعات فرد هفت ساله محصل با یک فرد با مدرک فوق دکتری میتواند برابری کند ؛ دوست داشتن در کنار قصد سواد میخواهد سواد دوست داشتن ! در دوست داشتن همیشه آزار دادن به معنای آزار دادن نیست ؛ آزار دادن ازسر کینه و دشمنی نیست ؛ گاهی آزار برداشت شماست و ازنظر فرد ظالم یعنی دوست داشتن ؛ بدبرداشت نکنید ؛ دوست داشتن هیچ وقت آسان نبوده ؛ شاعر هم اشاره میکند که عشق آسان نموند اول ولی افتاد مشکل ها ؛ شروع دوست داشتن آسان ست هرکسی میتواند شروع کند هرکس زیبایی های دوست داشتن را به خاطردارد اما ادامه اش کار هرکس نیست ؛ شاید به همین جهت باشد که دنیای مان پرشده از روابط نصفه و نیمه روابط نیمه کاره رها شده کات شده عزت نفس و غرور در همه حال زندگی یعنی حفظ منّیَت یعنی ارزش قائل شدن ؛ افراد باید همیشه منیت شان را حفظ کنند ؛ اما غرور در دوست داشتن یعنی سم ؛ یعنی آلت قتاله ؛ غرور و دوست داشتن هیچوقت آبشان در یک جوب نمیرود ؛ در دوست داشتن یا باید مغرور باشید و دوست نداشته باشید یا دوست داشته باشید و مغرورنباشیددوست داشتن غرور نمیطلبد دوست داشتن گاهی کوتاه آمدن میطلبد گاهی از خودگذشتگی میطلبد گاهی درک میطلبد ؛ اینکه توقع داشته باشید در همه حال روابط خوب و جانم و فدایت شوم باشد از کم سوادی شماست ؛ اینکه هوای رابطه تان که ابری شد به فکر تمام کردن ارتباط میافتید از کم سوادی شماست ؛ تا زمانی که مَنِ وجودتان ما نشده حتی شیرینی های دوست داشتن هم آخرسرمزه تلخی اش را دارد ؛ و اگر مَنِ تان را شکستید و توانستید ما شوید آن زمان آخر تلخی هاهم شیرین خواهد بود ؛ دوست داشتن هرکس را میتواند تا تباهی بکشاند ؛ زمانی که از یک تباهی حتمی خلاص میشوید دیگر دلتان نمیخواهد که درگیرش شوید ؛ اسمش رانمیشود عشق گذاشت اسمش را میتوان تعلق خاطر گذاشت من هم آن زمان که سواد ام در سطح پایین تری بود مثل جوان های امروزی برای نامش میجنگیدم برای اینکه همه بدانند عاشقم ؛ دوست ندارم ها ؛ نه عاشقم ؛ عاشق ! اما بعد تر که به تحصیل در رشته دوست داشتن پرداختم برایم فرق نداشت مابقی اسمش را چه میگذارند ؟ دوست داشتن ؟ علاقه ؟ عشق ؟ یا حتی دیوانگی ؛ در دوست داشتن نباید به حواشی بپردازید مهم نامش نیست دیگر برایم برایم مهم تر لغزیدن انگشت ها بود روی پوست مرمری گردنش، مهم درگیری دست ها بود با فر موهایش، مهم تر آن عادت عجیب دست ها بود وقت خواب و ملافه های رنگی و معاشقه های ناتمام، صدای چهچهه مهستی و هایده : گلدان های زیر آفتاب تابستان کنار پنجره، مهم ثانیه ثانیه هایی بود که نباید هدر می رفت باید قشنگ میبود کنار معشوق‌‌ مهم تر بوی عود بود و چای ، که میتواند همیشهو تا قیامت  لبخند بزنند گوشه ای از ذهن برای من هم دیگر اسمش مهم نبود خودش مهم بوداز یکجا به بعد آرزو هایی به آرزو هایتان افزوده نمیشود ؛ آرزوهایا فراموش میشوند یا براورده ؛ از یک جا به بعد دوست داشتن ها وروابط جدید پذیرفته نمیشود توسط دلت ؛ دوست داشتن سخت میشود ؛ ما آدم هایی که دوست داشتن را کمی بیشتر از بقیه بفهمیم و درک کنیم کز میکنیم کنج ذهنمون و حوصله آدمای جدید و رابطه های تازه و دوستیهایی که بوی نویی و تازگی بدن و بخوان ما رو با خودشون به فراز و نشیب ببرن، نداریم ؛ دوست داشتن های قدیمی و کهنه را ترجیح میدهیم و تاثیرشان روی وجودمان بیشتر ست مثل یک کهنه شراب که مستی اش بیشتر ست ؛ از یکجا به بعد حواشی برای مان صورت مسخره میگیرد ؛ آن چیزی که برایمان ابدی میشود از حاشیه ها به امنیت و اعتماد تغییر پیدا میکند ؛ از یکجا به بعد به نظرمان خوشبخت کسی نیست که روابط عاشقانه ای دارد ؛خوشبختی برایمان در داشتن افرادی خلاصه میشود که قدیمی اند و مانده اند و هنوز هم مثل همان روز ها دوستشان داریم ؛ از یک  روزی، یک لحظه ای، همه چیز بوی کهنگی و پوسیدگی میدهد و این کهنگی را به نو و بدیع بودن ترجیح میدهیم و تنها چیزی که زندگی را برایمان دلچسب میکند، یک کهنه آغوش  و یک کهنه لبخند پر از امنیت و از انتهای وجود ست و حس دوست داشته شدن! از یک روزی تا روزی که بمیریم اما میدانی ؟ درست که دوست داشته باشید خوب است اما بدی هم دارد ؛ بدی اش این ست که تا قیامت نمیتوانید دوست داشتنتان را از برق بکشید دور بیاندازید یا فراموشش کنید!

پ ن یک

تاوان همیشه برای انجام کارهای بد و ناپسند نیست ؛ گاهی آدم ها باید تاوان کارهای خوب شان را پس بدهند که چه بساازتاوان کارهای بد هم سخت تر ست ؛ مثل من ؛ مثل من که باید تا قیامت تاوان درست دوست داشتن ام را هر روز پس بدهم ... میدانی ؟ بقرآن که اگه بدانی


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی