.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

347

 گفت: تو را خوب می شناسم. مگر می شود تو را نشناسم .من را می گفت.می گفت: تو چهره مردانه وُ قشنگی داری و در عین حال آدم عاطفی هستی. همینطور برای دخترها، پسر جذابی هست.می گفت: این خصیصه ها باهم، می تواند برای تو مشکل ساز باشد. مرد یا باید مرد باشد یا عاطفی اما نه ؛ مرد میتواند مرد باشد و عاطفی ؛ میگفت به چیزهایی دقت میکنی که دیگرات دقت نمیکنند و همین باعث رنجش تو و اطرافیانت میشود ; راست میگفت ؛ بعد از سه سال و نبم وقتی قبول کرد که ببینش دست از پا نمیشناختم ؛ ایستگاه دروازه دولت قرارمان بود از روی پل که راه میرفت به همه چیزش دقت میکردم ناخودآگاه ؛ نوع پوشش ؛ مدل قدم برداشتنش شلوارش ؛ کتونی اش .... لامروت همه چیزش زیبا بود ؛ درب را برایش باز کردم نشست کنارم ؛ فکرش را بکن ؛ چقدر دلرباست این صحنه که بنشیند کنارت ! چهره اش همیشه برایم مهربانی، یکرنگی، شیرینی داشته  حتی وقتی که تلخ می شود عصبی میشود برایم اَخم می کند. وقتی اَخم می کند جذاب تر میشود جذاب تر از وقتی که لبخند میزند کم می شود تلخ شود، ابروهاش را درهم کند.وقتی اَخم هایش زیاد از حد می شود، دلم نمی آید براش اَخم کنم، عصبانی شوم. آخر اَخم های او کجا و اَخم های من کجا.فهمیده ام گاهی از دوست داشتن اخم و تٓخم و بد اخلاقی طرف هم برایت جذاب میشود دقیقا همان صفاتی که برای اطرافیانش موجب خشنودی نیست ؛ علاقه ست دیگر ؛ آن هم علاقه یک مرد دیوانه ؛ باران را دوست دارد مثل من. اصولا اغلبِ آدمهای احساسی باران را هوای اَبری را دوست دارند. البته چندان ربطی به احساسی و غیر احساسی بودن ندارد. اما دوست داشتن باران در آدمهایی که بیشتر، افکارشان روی احساس می چرخد بیشتر است داشتم میگفتم چهره زیبایی داره. از اون چهره های خواستنی که خیلی زود خودش رو توی دلت جا می کند. البته شاید من بهش بگم زیبا و خواستنی یکی دیگه نه ؛ لباس هاش جوریه که مارک نیست، گرون قیمت هم نیست - اما توی نگاه اول اینطور بنظر نمیاد این رو کاملا احساس می کنی با کلاس بودن در عین معمولی بودن در عین خاص بودن ؛ از کسی بی نمیاد چنین ؛ اما خوب می فهمی که سعی می کنه خوشتیپ باشه و تا حد زیادی هم موفق بوده. یه آرایش ملایم، یه تیپ ملایم، یه چهره ملایم، یه مدل موی ملایم به دست هایش که نگاه می کنم، نگاهم میفتد به ناخن های ساده و لاک نزده اش آخ که جنس فابریک چقدر جذاب ست ؛ نشان میدهد که از تمام و کمال زندگی اش راضیست اما من میفهمم اونجوری که نشون میده نیست اونجوری که نشون میده زندگی راحتی نداره و حتی احساس می کنم یه وقتایی بدجوری با خودش درگیره وُ ناراضی. همه اینها ها حس داخل چشم هایش میگوید باید مرد باشی تا بتوانی حس چشم های یک زن را از پشت عینک دودی و لبخندهای کنترل شده اش متوجه شوی خاص بودن در عین معمولی و ساده بودنش را دوست دارم اصلا همینش آرامش میدهد میخندد میگوید آخر من چه بگویم به تو ؟ حالا زود ست اما شاید بعد تر در جوابش بگو لازم نیست چیزی بگویی ؛ یک قرار بگذار بنشینم رو به رویت بی حرف به چشمانت خیره شوم دنیایم سر و سامان گیرد ؛ میدانم که آن زمان هم خواهد خندید اما واقعا چرا مرد نباید عاطفه داشته باشد ؟ اصلا چه کسی از اول به پسرهایی که عاطفی بودند گفت مرد باش ؟ مگر مرد عاطفه ندارد ؟  مگر مرد دل ندارد که دلش بِپُکَد بترکد، بریزد اگر مرد نباید عاطفه داشته باشد که خدا عاطفه را در دلش نمی آفرید، دل نمی آفرید. خدا برای هرکه که دل داشت، عاطفه هم آفرید.اصلا بنظرم باید مرد باشی که عاطفه داشته باشی به عاطفه گفت: باش آخر انقدر از بچگی تو گوشمان خواندند مرد عاطفه ندارد که انگار جزء باید های زندگیمان شد سنگ بودن ! 

پ ن یک )

از من به شما نصیحت حتی اگر از دلتنگ شدن در حال خفه شدن هم اگر بودید از ساعت دوازده شب به بعد  نروید و عکس هایش را نبینید چت های روزتان را نخوانید نروید و نبینید و نخوانید که دلتنگیتان ده برابر میشود گرچه این را میدانم و میدانید هیچ یک از اعمال احساسی انسان ارادی نیست ؛ تنها چیزی که دلتنگی ام  را کم که نمیکند هیچ نگاه کردن به خال سمت راست لب پایینش ست و بس . . .

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی