.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

335

نه اینکه دلم برایت تنگ شده باشد ها ؛ فقط دلم هی میره ؛ بنظرم مهم ترین کاری که ادم باید انجام بده اینه که افسار دلش رو بگیره دستش که هی دلش نره ؛ دل که رها بشه جای خوبی نمیره ؛ ببین بازم رفت ؛ دل من رفت ؛ رفتم جلو گفتم «ببخشید خانوم آتیش داری؟هول شد گفت واسه چی میخوای؟ گفتم میخوام تکلیفمو با چشات روشن کنم خندید ، خندیدم. لش رو نیمکت. گفتم «همیشه دنبال دلیلی؟» گفت «چطور؟» گفتم «ببین ، همین الانم دنبال دلیلی» خندید گفتم میخندی تو دلم رخت میشورن گفت دیوونه ای؟ گفتم سرت که پایین بود باد میومد. یه طره از موهات بیرون بود ، تاب میخورد. دووم نیوردم ، دیوونه شدم گفت با این حرفا روزی مخ چنتا دخترو میزنی خوشم نیومد از حرفش. پا شدم خودمو جمع و جور کردم صاف نشستم. گفتم تو ازونایی که وقتی میرن شمعدونیا دق میکنن. صدات مثه بوی بنزین میمونه ، آدم دوس داره همه شو بکشه توی خودش. ازونایی که همه راها به تو ختم میشن. خنده هات مثه آب میمونه ، بی صداس ولی آرامش میده سر برگردوندم دیدم کوله ش رو دوششه داره میره. سعی کردم بین انگشتام بگیرمش. کوچیکتر میشد. انقدر رفت که نقطه شد. انگشتام رسیدن به هم. داد زد میای یا بیام بیارمت ؟ تکیه دادم به پشتی نیمکت ، زل زدم به آسمون. ابرا شبیه شمعدونیای دق کرده بودن. دلم دارد میرود برای همه این کارها ؛اینکه برنامه هایت را بریزی و نشود ؛ وقت نشود ؛ موقعیت نشود ؛ نباشد کنارت که بشود ؛ خودت بگو حیفت نمیاید ؟ حیف نیست که بمیریم و طلوعِ خورشید را از نوک قله‎ی دماوند ندیده باشیم ؟ توی جاده‎ی چالوس توقف نکرده باشیم و از آن بستنی های دهاتی که مزه‎ی شیر تازه می دهد، نخورده باشیم !؟ وقت هایی که باران می آید، جفت پا توی چاله های آبِ جمع شده وسط خیابان نپریده باشیم .باور کن حیف ست اگر قبل از مردن، یک شب توی کیسه خواب یکنفره در جنگل نخوابیده باشیم ، از سرما نلرزیده باشیم و صدای زوزه ی گرگ را از فاصله ی پانصد متری نشنیده باشیم ، صبحی را ندیده باشیم که وقتی چشممان را باز می کنیم ، آسمان بالای سرمان باشد و قطرات شبنم روی صورتمان ! حیف نیست بمیریم و گره‎ی هیچ کراواتی را گره نزده باشی . دور گردنِ کسی دستش را حلقه نکرده باشد دورت، موهای کسی را نبافته باشم و انتهای موهای بافته را با روبان های رنگی پاپیون نزده باشم راستی حیف نیست آدم بمیرد و زیر گوشِ هیچ کسی "دوستت دارم" را با دل ضعفه زمزمه نکرده باشد ؟ قول میدهم افسارش راکم کم دستم بگیرم ؛ توهم دلت میرود ؟ یا فقط دل من سرکش شده و مدام نبودنت را به رخ میکشد ؟
#مهدی_اقتدار
پ ن یک )
-کارت عروسیت رسیدم دستم ؛ مبارک باشه
+مرسی ممنون ؛ حتما بیای ها دلم میخادباشی
-آره میام حتما ؛ کادوت هم سفارشی برات گرفتم
+آخ جان کادو ! حالا چی هست این کادو من ؟!
-کتاب !
+چی ؟ کتاب ؟ دستت درد نکنه ولی خب کادو عقد ؛ کتاب ؟!
-آره : کتابش معمولی نیست خب ؛
+چه کتابی هست ؟


-همون که بهش قسم خوردی تا آخرش باهام هستی ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی