+آره ؛ بعد بلند شده هِلِک هِلِک با اون مردک اومده اونجا نشسته ؛ نمیخواستم نگاهش کنم حالم داشت بهم میخورد ؛ عینک دودی زده بود با تیپ سرتا سر مشکی با اون قد و بالاش خیلی جذاب شده بود ؛ اصلا میدونی ؟ حالم از آدمای مغرور بهم میخوره حالم ازش بهم میخوره ؛ ولی چه نگاهی داشت لامصب ؛ نگاش کردم چشم تو چشم شدیم دلم ریخت نگاهمو دزدیدم سرش تو گوشیش بود لبخنـد میزد ؛ نمیدونم کدوم بی همه چیزی خنده میوورد رو لبش ؛ خنده رو لبش آوردن فقط باید کار من میبود ؛ اصلا چرا اون بخنده من بهش نگاه کنم ؟ متنفرم ازش ؛ خیلی وقت بود ندیده بودمش راحت بودما ؛ بزار اصلا خودم سرمو میکنم تو گوشیم میخندم ؛ هرچی جوک میخوندم خندم نمیگرفت که ؛ فکرم مشغولش بود ؛ نگاش کن با چه وقاری نشسته بود ؛ چه غرور بیخودی داره اخه ؛ حالم ازش بهم میخوره ؛ متنفرم ازش

-حرف دلتو بزن

+دلم براش تنگ شده بود ؛ واسه همه این غدگری هاش ؛ واسه مغروی هاش

-تو که میگفتی حالم ازش بهم میخوره ؛ متنفرم ازش

+اره بدم میاد ؛ حالم ازش بهم میخوره ولی دلم براش تنگ شده بود دوسش داشتم

-دوسش داشتی ؟

+دوسش دارم

-اون بدترین ضربه رو بهت زده ؛ الان داره بهت میخنده باید متنفرشی ازش متنفر بمونی حالت بهم بخوره

+متنفرم حالمم ازش بهم میخوره ولی میبینمش دلم میلرزه هی دلم میخواد میخ شم روش ؛ هی ببینمش

-معلومه چته ؟

+نمیدونم

-من میدونم تکلیفت با خودت مشخص نیست

+چرا تکلیفم مشخصه : تو نمیفهمی چون عاشق نبودی : عاشق که میشی کار از کار میگذره ؛ طرف ترکت میکنه پشت سرت حرف میزنه آبروتو میبره ؛ مسخره ت میکنه ؛ میخنده بهت ؛ متنفر میشی ازش حالت ازش بهم میخوره ولی تو عاشق شدی عاشق شدن جاده یکطرفه ست برگشتی توش نیست ؛ نفرت و حال بهم خوردن و این منفی ها روش تاثیری نداره بعد همه فکر میکنن تکلیفت باخودت مشخص نیست و نمیشه ؛ ولی میشه هیچکس نمیفهمه میشه که ازش متنفر باشی حالت بهم بخوره ازش عاشقش باشی دلت بلرزه براش نگاش کنی دلت بلرزه دستت یخ کنه ؛ سر و صورتت و بازوهات مور مور شه نقطه نقطه شه

-دیوونه شدی رفت پی کارش ؛ حالا باید چیکار کنی ؟

+هیچی دیگه راه برگشتی نیست از اول نباس عاشق میشدم

-خب چرا انقد زور میزنی ؟! تا آخرشم زور بزنی مغزت از چشمات بزنه بیرون بازم نمیتونی دست خودت نیست ، ببین هـمه چیز اکتسابی نیست ، اکتسابی ینی چی ؟! یعنی وقتی زحمت کشیدی از شکم محترمه مادرت اومدی بیرون خیلی چیزارو باید کسب کنی ، یـاد بگیری ، بشه شالوده وجودیت ، بشه ویژگیت بشه خصوصیتت ، میخوام بگم رابطـه مـداری از اون ویژگــی هایی نیست که اکتساب کنی ، به دست بیاری ، بستگی به تربیت ،فرهنگ ، محیط خانواده و اعتقادات افراد داره ، تقریبا از اول دوم دبیرستان بود که میدیدم هم دوره هام له له میزنن بعد از کلاس برنتو یاهو مسنجر یا دم دبیرستان دخترونه تا با یکی اوکی شن و این در صورتی بود که خود همون افراد اطلاع داشتند که این رابطه موقتی عه و بدون تعهد ، که ممکنه هر زمانی بهم بخوره یا سروکله شخص سومی از ما بهترون پیدا بشه و رابطه بهم بخوره ، در مقابل من به هیچ وجه تو کتم نمیرفت و نمیره و نخواهد رفت که چطور میشه برای شخص موقتی احساسات خرج کرد ؟ وقت گذاشت ، احساس گذاشت ، خب اینکه قراره بره برا چی احساس خرجش کنم ؟! از همون زمان هم هیچوقت نتونستم با هیچ مونث موقتی ای راحت باشم راحت منظورم نه از لحاظ احساسی ، منظورم از لحاظ امنیتـه ، امنیت بودن ، نرفتن ، یا نمیدونم هرچی ، از نظر من آدما کلا دو دسته ان ، یا رابطه ای هستند یا رابطه ای نیستند البته دسته سومی هم هستند که رابطه ای بودند اما دیگه نیستند ، اونایی که هستند که هیچ ، اونایی که نیستند ، بالا بری پایین بیای رابطه ای نمیشی قربون شکلت ، نمیتونی به کسی که موقتیه دل بدی ، اون ابراز احساساتتم از سر عشق نیست صرفا یه نوع حسه ، اتفاقا افرادی که رابطه ای نیستند اگر واقعا عاشق بشن و ابراز احساساتشون از سر عشق باشه از همه عاشق ترن ، اما کسایی که رابطه ای بودن و دیگه نیستن ، این افراد قبلا رابطه ای بودن ولی یه نامهربونی نالوتی ای لامصبی اشغالی عوضی ای بی احساسی به تورشون خورده و ضربه ای زده بهشون که هم دوست دارن رابطه داشته باشن هم دیگه چشمشون ترسیده ، خیلی سخته این وضعیت ، قابل وصف نیست فقد میتونم بعنوان یه دوست بگم خدا صبرت بده ، و بعد از اون اگر خاسی یکی رو سرکوب کنی و طبق نظر اون یکی بری جلو بین ترس واسه ارتباط و قید ارتباط رو زدن ، بزن تو سر ترست ، قید ارتباطات رو بزن ، این مردم عاشق نیستن رفیق ، یا مال پولت ، یا ماشینت یا قیافه ات یا . . . باهاتن ، هر موقع هیچی نداشتی در کنار کسایی بودی که همه چی دارن انتخاب شدی اون درسته ، اون انتخاب یعنی تورو واسه خودت انتخاب کرده نه هزار تا کوفت و زهرمار ! فی الحال ، باز زور بزن !!!