بس نیست حضرت بانو ؟! سلام خانوم اوه! نه! سرکارخانوم ، یا مثلا سرکار علیه !بانو جان ؛ من راستش از این فاصله پُر درد ِ بینمان خسته ام،از این نفس های به ریه نرسیده تمام شده از این اتفاق های بد لاکرداری که معلوم نیست کدام از خدا بی خبری دستشان را هی رها میکند  که هی میافتند وسط زندگی ام ! من این شکلی معذبم میتوانم خوبِ جان صدات کنم ؟! اما نه تو خوب جان نیستی! تو خوب ِ جان ِ من باش فقط ، میشود ؟ میشود این خوبِ جان بودنت فقط برای من باشد ؟ اصلاً همان بانو جان خوب است باشی ! میخواهم باشی سرکار علیه ؛ ههه خنده ام میگیره ! سرکار علیه دیگر چه صیفه ای بود ؟؟ من میخواهم عیاااال صدایت کنم ؛ از کار های خانه که خسته شدی از پذیرایی داد بزنم عیاااااال میخوامت بمولا ! عشق بدون حاشیه و تجملات قشنگه ؛ میخوام باهم بریم ! کجا ؟ مثلا بیا با هم به هم چه میدانم اصلاً به فیلم های اکسپلوره اینستاگرام  بخندیم اصلا بیا الکی بخندیم بیا و ارث پدرم باش اصلاً سرما خوردگی زمستانم باش بیا و باش و بخند و بمان و نرو ، میشود ؟ بیا این فعل هارا یک جا صرف کن تا خودم یک  تنه صرفِ تو شوم یا نه،اصلاً تو بگو چه کار کنیم که این کنج بی پیدائی دلمان خفه بمیرد؟کجای دنیا به اخمهایت اسکار می دهند که اینطور گره زده ای توی هم آن ابروهای لامصبت را؟ اصلا چقدر میتوانی نسبت به این همه دوست داشتنم بی تفاوت باشی ؟! خب من ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام دیوانه جان ، اینهمه غرورم را خورد کردم برایت ، اصلا تو چرا نمیخندی؟ من چرا نمیخندم؟ شنیده ام که کلی بد اخلاق و مغرورید بانو ، کمی هم بد اخلاق ! نه ! اشتباه نکنید باور کن منه دیوانه ، دیوانه همین غرورت شدم . باور کن من میشناسمت این بدی هایت را هم میدانم که دوستت دارم ، میشود ؟ چه گفتی ؟ من ؟ من کجا گیر دادم ؟ خب دوستت دارم نمیتوانم راحت بگذرم! اصلا چقدر شد مگر ؟ اول این ماه سه سال تمام شد که میخواهمت که نمیخواهی ام ، جان ؟ من زبان نفهمم ؟ نه بانوجان من زبان نفهم نیستم میفهمم که میگویی  قصد رابطه ندارید ، اما دل است دیگر حرف حالی اش نمیشود که همینگونه مثل قدیم هی برایت ضعف میرود ، برای اخم هایت حتی ! راستی ببخشید،یک سوال؟با اخمتان کجای جهان را گرفته اید؟ مخلص کلام اینکه ببین خانوم محترمه من هیچ دلیلی نمیبینم نیمه شب جای اینکه خواب باشم بخوام به شما فکر کنم که مثل دیوونه ها هر چند دقیقه یک بار لبخند بزنم به سقف و تو دلم بهتون چنتا فحش عاشقانه بدم اصلا چه معنی داره شما خواب باشی و فکرت بشه علت بی خوابی ما چه دلیلی داره ما آرزومون باشه بلاخره یه شبی سرمونو بزاریم رو سینه شما و تو چشاتون زل بزنیم و بگیم شبتون به خیر ولی شما که تو زندگی ما دلیل نمیخوای واسه بودن شما خودت دلیل اول و آخری شما آرزوی شب آرزوها و تحویل سال و ذکر بعد نماز مایی

ما خیلی شما رو دوس داریم سرکار خانوم محترم...خیلی ! میدانی؟

پ ن یک )

‏-میخای بری ؟!

+آره ببین خدا هم به این رابطه راضی نیست 

-خدا ؟ شعر نگو بابا

+خدا رو قبول نداری !؟ 

-تو قبول داری ؟

+آره خب خدا رو همه قبول دارن

-از تو بیشتر قبول دارم 

+چطور ؟

-آیه ٥٨ سوره نسا : إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلىأَهْلِها 

خدا به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید

+خب؟!

-قلبمو بهم برگردون 

+. . .