برایم نوشتند که چه ؟! یعنی که چه مدام ناله میکنی ؟! اصلا وقتی خاطراتش درد دارد چرا یادآوری میکنی ؟ مگر خاطرات تلخ هم یادآوری دارد ؟! طبیعی ست طعم دوست داشتن را نچشیده اند ! خاطرات مگر تلخ و شیرین دارد ؟! نمیدانند مرور کردن خاطراتهـا لذت دارد ؛ لذتی مثل دیدن آلبوم عکس های قدیمی ؛ تلخ نمیشود اما گاهی در فکر میروی تلخ نمیشود اما گاهی دلت میارزد و این ها یعنی لذت ؛ امروز هم تا چشم باز کردم به تو فکر کردم ؛ توو دنیای سردم به تو فکر کردم / که عطرت بیادو بپیچه توو باغچه / بیای و بخندی تا باز خنده هاتو / مث شمعدونی بذارم رو طاقچه / به تو فکر کردم به تو آره آره / به تو فکر کردم که بارون بباره / به تو فکر کردم دوباره دوباره / به تو فکر کردن عجب حالی داره ! به تو فکر کردم ؛ میدانی ؟ تو همان یکنفر بودی که از بین این جمعیت هفت میلیاردی مرا بلد بودی ، تو آن یک نفری هستی که می دانی از خیار ِ توی سالاد کاهو بدم می آید و مزه ی قارچ خام را دوست دارم.

تو همان کسی هستی که می توانی اشک را قبل از وقتی که حتی به نی نی چشم هایم برسد حس کنی و زود بپرسی: "چرا چشمات اشکی عه ؟! تو آن دختری هستی که همیشه آرزوی داشتنش را توی دلم پرورانده بودم.همان دخترچشم و ابرو مشکی  با آن شانه های مدیوم  با قد ِ متوسط و بوی ادکلن همیشگی.گفتم قد متوسط و تا یادم مانده بگویم که میزان برای من قدی بود که وقت بوسیدنم روی پنجه بلند شوی تو همان دختری هستی که کارهای دخترانه را بلدی.بلدی یک مردی تنها را توی خیابان و شلوغی و ازدحام ِ آدم ها مواظبت کنی و دست هایت را در دستهایش قفل کنی که مبادا دست هایش در جیبش فرو کند و احساس کند تنهاست .تو می دانی که برای یک مرد هیچ چیز امن تر از یک جفت دست ظریف دخترانه  نمی تواند باشد.تو آن یک نفری هستی که مرا بلدی.معنای سکوت هایم را میفهمی و برای به حرف آوردنم تلاش می کنی.ترس هایم را بلدی.میدانی اگر ذره ای سرد شوی چه حالی میشوم و سکوت و بهم ریختگی ام وقتی سرد شده ای ارادی نیست.تو می دانی از صدای موتوری های سنگین که قیییژ از کنارم رد شوند روحم تازه میشود .فهمیده ای که غرورمان برایم مهم است و حاضرم هرکاری بکنم که عزت نفسمان جلوی این و آن حفظ شود حتی اگر مردیِ از دماغ فیل افتاده ی از خود راضی ای به نظر برسم که سرد و یخی است... خوب ترین ِ جهانم، کاش این ترسم را هم میشناختی و نمیگذاشتی بترسم ؛ میترسم ؛ میترسم بعد از تو کسی نتواند مرا به  اندازه تو بلد باشد ؛ اصلا گیریم بلد هم باشد میترسم بعد از تو کسی نتواند دلم را بلرزاند ؛ کاش هیچوقت نمیدیدمت! هیچوقت

پ ن )

و شما از من می پرسید خوب ترین حس جهان چیست و توقع دارید در جوابتان بگویم حس عاشقیت!ولی در جوابتان می گویم:گرم شدن چشم ها قبل از لولیدن فکرهای تلخ توی کله ات!

پ ن )

+حالا چرا گریه می کنی روانی؟

-چشمم درد می کنه.تازشم چشام تا به تا شدن.

+ببینم؟قشنگه که.شدی زی زی گولو:)