بعضی ها یکهو همه چیز یادشان میرود ، در یک لحظه همه چیز را فراموش میکنند نمک نشناسند ، حواسشان نیست ، وقتی از رفتارش عصبی میشوند ، وقتی میخواهند بحث کنند توهین کنند دعوا کنند طرفشان را با نیش زبان برنجانند اصلا حواسشان نیست یه قبل از داشتن طرفشان که چقدر حسرتش را داشتند که چقدر حسرت شنیدن یک لحظه صدایش را داشتند . حسرت یک لحظه دیدنش ، حسرت اینکه وقتی حالشان خوب نیست بروند پیش طرفشان ، آن طرف هم فقط با بودنش حالشان را خوب میکرد ، حالا این همان ست ! توهم همانی ؟ همان که حسرت یک لحظه در آغوش کشیدنش را داشتی ؟تمام حسرت هایت یادت رفت ؟ حالا با نیش زبان کتکش میزنی ؟!!!!بازویش را میان دست هایت میگیری و فشار میدهی ؟ بی محلی میکنی ؟ مگر تو همان نبودی که میگفتی رابطه با سازش معنی دارد تمام حسرت هایت را دوباره بیاد بیاور آن وقت دیگر اینطور آغوشی را که زمانی برای داشتنش بی تاب بودی، پس نمیزنی. دیگر وقتی از سر نگرانی می آید و با صدایی که بی قرار شنیدنش بودی، حالت را می پرسد، نمی گویی تنهایم بگذاردحوصله ندارم دیگر لبخندهایش را با تلخی هایت نابود نمی کنی.حواست باشد هیچوقت بودنش را با تلخی هایت نابود نکن او را همیشه مثل روز اول دوست بدار، وگرنه مانند پرنده ای که اگر تلخی ببیند به ناگاه پر می کشد و می رود، ناپدید می شود. حتی اگر همچنان در کنارت باشد آنوقت هرچقدر هم حسرت بخوری دیگر فایده ای ندارد! میدانی ؟