تا کی باید بهت بگم ؟ من بلد نیستم حرف بزنم بلد نیستم آرومت کنم تا کی بگم وقتی پشت تلفن بغض میکنی جلوی دهنت رو میگیری من صداش رو میشنوم وقتی میخوای نفس بکشی نفس کشیدن وسط گریه ات با بقیه موقع ها فرق داره تا کی بگم من بلد نیستم حرف بزنم آرومت کنم پشت تلفن گریه نکن ؟ تا کی باید بهت یاد بدم وقتی داری پی ام میدی ایموجی گریه نزن ، ننویس دارم گریه میکنم ، من بلد نیستم بنویسم ، بلد نیستم آرومت کنم ، میفهمی ؟ هوی با توام !
وقتی من پیشت نیستم نزار بفهمم داری گریه میکنی نزار بفهمم گریه کردی ، من اینجور وقت ها نه بلدم بنویسم نه حرف بزنم وقتی گریه میکنی من فقط بلدم بغلت کنم ، از پشت تلفن ، از پشت پی ام نمیشه بغلت کرد که ! میشه ؟ الوو ؟ حواست با منه ؟ بازم که داری گریه میکنی !