.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.

468

الهی تب کنی تا صب پاشویت کنم هی رو پاهات دست بکشم ...

۰ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

467

بنده نه از آن عاشقانه های افسانه ای میخواسـتـم که مجنون داستان باشم و زیر پنجره لیلی بنشینم تا صبح برایش آواز بخوانم ؛ نه از آن دست دوست ها که باید در ارتباطت مدام در حال محاسبـه باشی که اینبار بنده مرحمت نمودم و پیام دادم و دگر باره نوبت دوست است که پیام دهد ! من عاشق یک ارتباط معتدل بودم ؛ هیچکس این را نمیفهمید ؛ یا از آنطرف بام میاُفتادند یا از اینطرف ؛ رابطه معتدل همان رابطه ایست که خیالت راحت ست که چه یک متر از تو فاصله داشته باشد چه صد چه هزار کیلومتر ؛ باز هم تنها رفیق و همدم و شفیق اش توهستی و بس ؛ رابطه معتدل همان رابطه ایست که عشق و عاشقی ندارد اما صدایش میتواند نفس هایت را چند لحظه ای درسینه ات حبس کند تا شاید صدای نفس هایت مزاحـم شنیدن صدای زیبایش نشود ؛ رابطه معتدل همان رابطه ایست که منتظر پیامک واریز بانک مانده ای و استرس تمام وجودت را فراگرفته ؛ گالری ات را باز میکنی عکسش را نگاه میکنی؛ رنگ سبزه صورتش با رنگ سبز کاپشن اش هارمونی ای تشکیل داده که چشم هایت را نوازش میکند ؛ رابطه معتدل همان رابطه ایست که دوست داشتنش را کم کم حس میکنی اما میدانی نه غریبه ست که سرد باشی نه معشوق که داغ ؛ پس باید گرم باشی ... امان از روزی که گرم باشی و گرم باشد : گرم بمانی و سرد شود ...

 

۰ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

466

‏تهدیدِ اینایی که فکر میکنن هروقت بخوان میتونن دلتو بدست بیارن فقط اونجا که سعدی میگه: گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی، ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم!

۰ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

465

ملک الشعرا یه بیت‌ش اندازه‌ی پنجاه سال تجربه‌ی زندگیه، اونجا که میگه : هرکه را دوست شدم؛ دشمن جان گشت مرا

۰ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

464

درگیری ذهنی واسه کسی که دوسش داری فقط اونجا که مولانا میگه " کی ز سرم برون شود یک نفس آرزوی تو ؟

۰ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

463

ادم خوبی واسه درد و دل نیستم ؛ هیچوقت نبودم ؛ احساس میکنم اصلا نمیتونم بعنوان سنگ صبور کسی باشم ؛ چه زن چه مرد ؛ از کودکی هم همین بود ؛ هرکس رو میدیدم یک روح از روی روحم تکثیر میشد و در کالبد شخص درد ودل کننده جا خوش میکرد میشدم همون شخص و همونقدر زجرمیکشیدم ؛ همونقدرزجر میکشم ؛ آدم خوبی برای درد ودل با رفیق هام نیستم چند دقیقه ای که درد و دل میکنند بحث رو عوض میکنم ؛ این کیلیپ رو دیدی ؟! بحث رو عوض میکنم از مشکلات خانواده تا خیانت دیدن از طرف معشوق  اونقدر عذاب دهنده ست که تا چند شب وقت خواب پرونده درد و دل هاش میاد روی پرونده درد های خودم و جای خودم به اون فکر میکنم ؛ نکنه کم بیاره ؛ نکنه وابده ؛ نکنه فکرخلاف به سرش بزنه ! آدم خوبی برای درد و دل با مونث نیستم ؛ روزی که برای بار چندم معشوقه ام رو ملاقات کردم واعتمادش جلب شد چند ثانیه نگاهم کرد خط مشکی زیرچشم هاش پر رنگ تر شد ؛ شوخی هام تموم شد ؛ کار از کیلیپ دادن گذشت ؛ دست هاش رو گرفتم سرش رو روی سینه ام گذاشتم ؛ خواست حرف بزنه گفتم هیسسسسسس! گریه کن ؛ نگاهش نکردم ؛ کف دستم رو گذاشتم روی چشم هاش بازدمش کف دستم رو گرم میکرد ؛ چند دقیقه ای گذشت نفس ها آهسته تر شد ؛ کف دستم داغ تر ؛ اونقدر مرد نبودم توان نداشتم بزارم حرفش رو کامل کنه در اغوش گرفتمش ؛ نیم ساعتی گریه کرد ؛ سبک شد ؛ خط چشم هاش پاک شد کف دستم سیاه شد ؛ آروم شد ؛ اما من ... پرونده ش حالا خورده دیوار دلم ؛ رد میشم به چشمم میخوره و غم عالم توی دلم تازه میشه ؛ باید میذاشتم حرف میزد اما .... مردونگی فقط توی بازو با دور بلند نیست مردونگی یعنی پاس درد و دل زنی بشینی و نمیری ... آدم خوبی برای درد و دل نیستم ....

پ ن

هیچوقت به اشک های هیچ زنی نگاه نکن ؛ احساس کردی اشک هاش در حال جاری شدنه اگر مردش بودی سرش رو بگیر توی سینه ات تا گریه کنه و اروم شه خودت نااروم شدی به درک بزار اون اروم شه ؛ مردش نبودی بلند شو برو نیم ساعت بعد بیا ؛ زن اونموقع گریه میکنه جلوت اما بعد که گریه هاش تمون شد به نگاهت به اشک هاش فکر میکنه غرورش دیگه غرور سابق نمیشه ؛ غرور که غرور سابق نشه اون زن هم زن سابق نمیشه ...

۱ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

462

اگر یه روز بچه دار شم هیچوقت منفعت ام رو به مصلحت فرزندم ترجیح نمیدم ؛ صلاح هر بچه ای بچگی کردن ؛ سوال های پی در پی ؛ کارهای احمقانه ؛ ریسک کردن ؛ تجربه کردن و هزار و یک کار هست که هیچ فرد بالغی انجام نخواهد داد اما این به نفع والدین نیست : والدینی که از ابتدا نقش کنترل کننده و ترمز رو برای فرزندشون دارند : والدینی که تو ذوق فرزندشون جزو منافعشون هست چرا چون اون فرزند نطقش کور میشه و دل و جراتش از بین میره و مثل چوب لباسی میشینن یه گوشه و همه به پدر مادرش میگن چقدر بالاتر از سنش میزنه چه زود بزرگ شد! اینا زودتر از بقیه پیر میشن ...

۰ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور

461

+هیچوقت نفهمیدم زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم ! 

- هان ؟! 

+کاش بدنـیـا نیمده بودم ...

- آهان 

۱ نظر
مـــهـــدی اقـــتــــدارپــــرور